عطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»خطاب خالق با داودخطاب خالق با داودشاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)صنف: مثنویصداکار: آزادهآڈیوآزادهخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوآزادهخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںخالق آفاق من فوق الحجابکرد با داود پیغامبر خطاب2نقل کریںگفت هر چیزی که هست آن در جهانخوب و زشت و آشکارا و نهان3نقل کریںجمله را یابی عوض الا مرانه عوض یابی و نه همتا مرا4نقل کریںچون عوض نبود مرا، بی من مباشمن بسم جان تو، تو جان کن مباش5نقل کریںناگزیر تو منم، این حلقه گیریک نفس غافل مباش ای ناگزیر6نقل کریںلحظهای بی من بقای جان مخواههرچ جز من نیست آید، آن مخواه7نقل کریںای طلب کار جهاندار آمدهروز و شب در درد این کار آمده8نقل کریںاوست در هر دو جهان مقصود توگر ز روی امتحان معبود تو9نقل کریںبر تو بفروشد جهان پیچپیچدر جهان مفروش تو او را به هیچ10نقل کریںبت بود هرچ آن گزینی تو بروکافری گر جان گزینی تو برو◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمرابعه گفتی که ای دانای رازدشمنان را کار دنیا میبسازعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»مناجات رابعه با خداونداگلی نظمیافتند آن بت که نامش بود لاتلشگر محمود اندر سومناتعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت محمود که لات را به هندوان نفروخت و آنرا سوزاندآڈیوصداکار منتخب کریںآزادهآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمرابعه گفتی که ای دانای رازدشمنان را کار دنیا میبسازعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»مناجات رابعه با خداوند
اگلی نظمیافتند آن بت که نامش بود لاتلشگر محمود اندر سومناتعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت محمود که لات را به هندوان نفروخت و آنرا سوزاند