عطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت درویش حقجو و راز و نیاز اوحکایت درویش حقجو و راز و نیاز اوشاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)صنف: مثنویصداکار: آزادهآڈیوآزادهخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوآزادهخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںبود درویشی ز فرط عشق زاروز محبت همچو آتش بیقرار22نقل کریںهم ز تفت عشق جانش سوختههم ز تاب جان زفانش سوخته33نقل کریںآتش از جان در دلش افتاده بودمشکلی بس مشکلش افتاده بود44نقل کریںدر میان راه میشد بیقرارمیگریست و این سخن میگفت زار55نقل کریںجان و دل از آتش رشکم بسوختچند گریم چون همه اشکم بسوخت66نقل کریںهاتفی گفتش مزن زین بیش لافازچه با او درفکندی از گزاف77نقل کریںگفت من کی درفکندم با یکیاو درافکندست با من بیشکی88نقل کریںچون منی را کی بود آن مغز و پوستتا چو اویی را تواند داشت دوست99نقل کریںمن چه کردم، هرچ کرد او کرد و بسدل چو خون شد خون دل او خورد و بس1010نقل کریںاو چو با تو درفکند و داد بارتو مکن از خویش در سر زینهار1111نقل کریںتو که باشی تا در آن کار عظیمیک نفس بیرون کنی پای از گلیم1212نقل کریںبا تو گر او عشق بازد ای غلامعشق او با صنع میبازد مدام1313نقل کریںتو نهای بس هیچ و نه بر هیچ کارمحو گرد وصنع با صانع گذار1414نقل کریںگر پدید آری تو خود را در میانهم ز ایمانت برآیی هم ز جان◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچون برفت از دار دنیا بایزیددید در خوابش مگر آن شب مریدعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»پاسخ بایزید به نکیر و منکراگلی نظمیک شبی محمود دل پر تاب شدمیهمان رند گلخن تاب شدعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت محمود که مهمان گلخن تاب شد◆آڈیوصداکار منتخب کریںآزادهآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچون برفت از دار دنیا بایزیددید در خوابش مگر آن شب مریدعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»پاسخ بایزید به نکیر و منکر
اگلی نظمیک شبی محمود دل پر تاب شدمیهمان رند گلخن تاب شدعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت محمود که مهمان گلخن تاب شد