عطار»منطقالطیر»بیان وادی توحید»عقیدهٔ دیوانهای دربارهٔ عالمعقیدهٔ دیوانهای دربارهٔ عالمشاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)صنف: مثنویصداکار: فاطمه زندیآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںگفت آن دیوانه را مردی عزیزچیست عالم، شرح ده این مایه چیز2نقل کریںگفت هست این عالم پر نام و ننگهمچو نخلی بسته از صد گونه رنگ3نقل کریںگر به دست این نخل میمالد یکیآن همه یک موم گردد بیشکی4نقل کریںچون همه مومست و چیزی نیز نیسترو که چندان رنگ جز یک چیز نیست5نقل کریںچون یکی باشد همه، نبود دوینه منی برخیزد اینجا نه توی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبعد از این وادی توحید آیدتمنزل تفرید و تجرید آیدتعطار»منطقالطیر»بیان وادی توحید»بیان وادی توحیداگلی نظمرفت پیش بوعلی آن پیر زنکاغذی زر برد کین بستان ز منعطار»منطقالطیر»بیان وادی توحید»حکایت پیرزنی که کاغذ زری به بوعلی دادآڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبعد از این وادی توحید آیدتمنزل تفرید و تجرید آیدتعطار»منطقالطیر»بیان وادی توحید»بیان وادی توحید
اگلی نظمرفت پیش بوعلی آن پیر زنکاغذی زر برد کین بستان ز منعطار»منطقالطیر»بیان وادی توحید»حکایت پیرزنی که کاغذ زری به بوعلی داد