صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »مظهرالعجایب
  3. »بخش 23 - رفتن سیّد کاینات بمنزل سلمان فارسی و نزول سورۀ هل اتی

بخش 23 - رفتن سیّد کاینات بمنزل سلمان فارسی و نزول سورۀ هل اتی

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

بودم اندر پیش نجم الدّین شبی

آنکه جز مرغان نبودش هم لبی

22

بد کبیرو او ز حق آگاه بود

در طریق اهل معنی شاه بود

33

رازی از سرّ معانی گفت او

من بگویم ز آن یکی در گوش تو

44

خود بیاب این رمزراوگوش کن

همچو خمّ می ز معنی جوش کن

55

گفت روزی مصطفی از بهر سیر

از مدینه رفت بیرون بهر خیر

66

همرهش اصحاب خود بسیار بود

در قدومش واقف اسرار بود

77

بود شاه اولیا همراه او

بود واقف از دل آگاه او

88

دست حیدر مصطفا در دست داشت

دیگران را زآن معانی پست داشت

99

قرب یک میلی به بیرون بیش و کم

دست در دست محمّد داشت هم

1010

پس محمّد گفت با او رازها

داد در گوشش بسی آوازها

1111

بعد از آن دیدند نیکو منزلی

گنبدی عالی در آنجا ازگلی

1212

بود آن منزلگهی بس با صفا

گاه گاهی بود آنجا مرتضی

1313

جای عزلت گاه سلمان بود آن

منزل ارباب عرفان بود آن

1414

آمد آنجا مصطفی آرام کرد

پس می عرفان بسی درجام کرد

1515

نارسیده آن می معنی بکام

جملگی کردند مستیها تمام

1616

از پر جبریل آواز او شنید

گفت اینک جبرئیل از حق رسید

1717

مصطفی با مرتضی چون جان شدند

در درون خانهٔ سلمان شدند

1818

پس نبی گفتا کسی را بار نیست

در درون خانه خود اغیار نیست

1919

گفت با سلمان که باب در تو باش

ز آنکه سرّ حیدری گشت از توفاش

2020

چونکه سلمان آستان در گرفت

جمله اسرار خدادر سر گرفت

2121

جمله اصحاب نبی حیران شدند

غرقه در دریای بی پایان شدند

2222

پس بگفتند این چه سرّ است ازاله

کاندر این خانه برفتند آن دو شاه

2323

ما همه با مصطفی محرم بدیم

در همه معنی باو همدم بدیم

2424

این چه سر بد که نبی باما نگفت

سرّ اسرار الاه ازما نهفت

2525

خود علی را محرم خود داشت او

پس یکی را در درون نگذاشت او

2626

جمله گفتند این سخن با یکدگر

خود بپرسیم از محمّد این خبر

2727

تا بگوید سرّ این معنی بما

تا شویم آگه ز کشف انّما

2828

پس برون آمد نبی بامرتضی

گفت آورده است سویم هل اتی

2929

جمله یاران پیش پیغمبر شدند

وز علوم حیدری انور شدند

3030

جمله گفتند اندر این گنبد چه بود

با که بوده خود ترا گفت وشنود

3131

ما همه اصحاب جانباز توایم

واندر این سرّ محرم راز توایم

3232

این عرق بر روی تو از بهر چیست

وین ورود هل اتی از بهر کیست

3333

مصطفی گفتا که ای یاران من

جمله اصحاب و هواداران من

3434

اندرین معنی سخن بسیار هست

واندرین سر خود بسی اسرار هست

3535

چونکه جبریل آمد از حق سوی من

گفت از اسرار حیدر او سخن

3636

این همه الهام حق با شاه بود

ز آنکه او خود نور عین الله بود

3737

حق باو می‌گفت و او از حق شنفت

او همه اسرار حق مطلق شنفت

3838

من نگویم سر چومنصور این زمان

لیک دارم سر در این مظهر نهان

3939

جملگی گفتند پس رهبر توئی

بعد پیغمبر بما مهتر توئی

4040

هر که کرد اقرار ایمان یافت او

و آنکه کرد انکار دوزخ تافت او

4141

هر که منکر گشت او معلون بود

همچو گمراهان دیگر دون بود

4242

هست عطّار این زمان آگاه او

گشته دور از منکر گمراه او

4343

گشته‌ام از رافضی بیزار هم

ز آنکه او گشته به پستی متهّم

4444

من بدین احمد و اولاد او

تو و دین دیگری وارشاد او

4545

تو بدین دیگران گمره شوی

همچو کوران در درون چه شوی

4646

ای تو مردود خدا و خلق هم

همچو کوران منکر شاه کرم

4747

گشت شرع از دین حیدر آشکار

خود برای شرع می‌زد ذوالفقار

4848

بارها در راه حقّ جان باخت او

دلدل معنی بفرمان تاخت او

4949

من بگویم شرح تیغش هوشدار

درّ اسرار مرا در گوشدار

5050

لافتی الاّ علی در جان من

ذوالفقار و سیف او ایمان من

5151

گر نبودی سیف،ایمان کی بُدی

با تو حبّ شاه مردان کی بُدی

5252

قصّهٔ آن عمر و آخر یاد کن

خانهٔ دین را بآن آباد کن

5353

می‌شنیدم این سخن از اهل علم

عالمان کایشان بدند ارباب حلم

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای تو در زندان دنیا همچو سگ

میدوی تا آهوئی گیری به تک

عطار»مظهرالعجایب»بخش 22 - تنبیه حال گرفتاران دنیا و شیرین نمودن ایشان بطلب مولی

اگلی نظم

شد یقین کاندر زمان مصطفی

چند جنگ صعب شد اصحاب را

عطار»مظهرالعجایب»بخش 24 - قصۀ جنگ خندق و کشته شدن عمرو بدست امیر کل امیر و شادمان شدن حضرت رسول(ص) و اصحاب از آن فتح کبیر

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور