صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »مظهرالعجایب
  3. »بخش 14 - پرسیدن حضرت شیخ قده از پیر مرد سالکی که در عصر او بوده از اینکه در دنیا چه عجایب دیده‌‌ای و جواب دادن پیر ونقل شهادت درویشی

بخش 14 - پرسیدن حضرت شیخ قده از پیر مرد سالکی که در عصر او بوده از اینکه در دنیا چه عجایب دیده‌‌ای و جواب دادن پیر ونقل شهادت درویشی

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

پیرمردی بود سالک همچو من

راه عرفان رفته در هر انجمن

22

سالها با اهل دل همراز بود

در مقام جان ودل ممتاز بود

33

گفتمش ای سالک راه اله

بارها گفتی بمن از سرّ شاه

44

هرچه گوئی تو بمن من بشنوم

هرچه فرمائی تو من هم پیروم

55

هر چه آید از زبانت در بود

گوشم از درّ معانی پر بود

66

بازگو ای پیر سالک از عیان

چه عجایب دیدی آخر از جهان

77

گفت گویم یک عجایب گوش کن

جام معنی را بیا خودنوش کن

88

بود در ایّام من یک واقفی

نامداری عابدی خوش عارفی

99

در کمال حکمت او آگاه بود

همچومنصور حسین او شاه برد

1010

گفت با من یک حدیث از حال خود

از مقام سیر وزاحوال خود

1111

من بکردم آنچه کردی او سخن

گوش حکمت دار یک باری بمن

1212

سالها افشای راز و سر نکرد

هیچ از سرّ خدا ظاهر نکرد

1313

ناگهی سیرش به بغداد اوفتاد

دید غوغائی میان باغ وداد

1414

رفت تا بیند که چه غوغاست این

دید شخصی رونهاده بر زمین

1515

گفت یا رب آگهی از کار من

از بد و از نیک و از گفتارمن

1616

یا الهی پیش تو روشن شده

کین جهان بر من یکی گلخن شده

1717

یا الهی من گناه خویش را

با تو گویم تا کنی آن را دوا

1818

من ندارم خود گنه تو واقفی

بر جمیع خلق عالم عارفی

1919

یا اله ایمان خود همراه کن

از بدیها دست من کوتاه کن

2020

یا الهی یک زمان بیتو نیم

گر زنم بی‌تو دمی خود کی زیم

2121

یا الهی داد من زینان ستان

جملگی هستند اینجا عاصیان

2222

یا الهی تو همی دانی که من

شرم می‌دارم میان مرد و زن

2323

یا الهی جمله را کن سرنگون

زآنکه هستند این همه ازدین برون

2424

یا الهی می‌روم من از جهان

داد من آخر از اینها تو ستان

2525

چون از او بشنید شیخ او آن زمان

گفت ای جلّاد تیغ خود بران

2626

بود ایوانی در آن منزل بلند

مرد را آورد و زان ایوان فکند

2727

بر زمین افتاد و جان با حق بداد

این چنین ظلمی بشد بر نامراد

2828

بعد از آن در آتشش انداختند

در میان آتشش بگداختند

2929

شیخ ظاهربین که چون اهریمن است

دشمن درویش و دیو رهزن است

3030

من بگویم نام آن کین ظلم کرد

بود نامش شیخ عبدالله ردّ

3131

بود آن درویش هم همنام او

در میان سالکان آرام او

3232

عبد سالک نام آن درویش بود

گوی معنی را چو منصور او ربود

3333

پیش رفتم در میان جمع من

ایستادم نزدشان چون شمع من

3434

گفتم این غوغا و این خونی که بود

این چنین زجری که کردند از چه بود

3535

گفت شخصی کز کجائی ای جوان

کاینچنین سرّ را ندانی تو عیان

3636

گفتمش مردی غریبم وین زمان

می‌رسم از وادی هندوستان

3737

گفت پس بشنو ز من احوال او

من بگویم جمله قیل و قال او

3838

چند روزی جملگی این مردمان

بر لب دجله نشستندی روان

3939

صحبتی نیکو و خلقی بیشمار

بر لب دجله نشسته بر قطار

4040

در میان جمع درویشان بدند

جمله در اسرار حق پنهان بدند

4141

جمع دیگر عالمان باکمال

جمله خوانده علمهای قیل و قال

4242

جمع دیگر از عوام الناس هم

همچو دودی بر لب دریای غم

4343

هر یکی از قول خود گفتند حال

اوفتاد اندر میانشان قیل و قال

4444

بس مسائل در میانشان اوفتاد

هر یکی از پیش خود لب میگشاد

4545

آن یکی گفتی سخن از لبّ لب

وان دگر گفتا که نبود در کتب

4646

آن یکی گفتا که آدم اصل بود

و آندگر گفتا محمّد وصل بود

4747

آن دگر گفتا محمّد ز انبیاست

ختم این معنی به شاه اولیاست

4848

آن یکی گفتا نبی را فضلهاست

بر ولایت این سخن میدان تو راست

4949

آندگر گفتا غلط گفتی نه راست

خود نه آخر این حدیث مصطفاست؟

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

من بگویم حالت قاضی تمام

زانکه رشوت گیرد او از خلق عام

عطار»مظهرالعجایب»بخش 13 - در نکوهش مفتی می‬فرماید

اگلی نظم

آن دگر گفتا ولایت افضل است

ز آنکه این قول از کلام مرسل است

عطار»مظهرالعجایب»بخش 15 - در سوخت و کشتن اهل خلاف درویشی را بجهة ذکر حدیث الولایة افضل من النبوة

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور