صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »مظهرالعجایب
  3. »بخش 60 - در ترک توجه به دنیی و روی آوردن بعقبی و ترغیب نمودن بمتابعت مصطفی صلی الله علیه و آله

بخش 60 - در ترک توجه به دنیی و روی آوردن بعقبی و ترغیب نمودن بمتابعت مصطفی صلی الله علیه و آله

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

هرکه با آل پیمبر صاف نیست

کار او جز گمرهی و لاف نیست

22

ای برادر چند جوئی زرّ و مال

هست این مالت بدنیا خود وبال

33

رو تو گنج آخرت با دست آر

تا غنی باشی به پیش کردگار

44

أهل فضل و أهل دانش بر سرند

از میان خلق ایشان گوهرند

55

خود گرفته خواب غفلت جان تو

بهر دنیا رفته است ایمان تو

66

روز و شب باشی چو شیطان حیله گر

تا که وجه جامهٔ آری به بر

77

روزها گردی پی وجه حرام

تا کنی پر معده‌ات را از طعام

88

پس کنی فخر از لباست بر فقیر

خویش را سازی ز نعمت چون امیر

99

میکنی در دهر دستارت بزرگ

تا دهد دخلی ترا آن میر ترک

1010

تا شوی با ظالمان همباز تو

باجفا پیشه شوی دمساز تو

1111

روز و شب همچون سگ درّان شده

دردمند از جور تو گریان شده

1212

چون غنی گردی شوی تو پر غرور

این چنین کس را نباشد خود حضور

1313

مستمندان جمله از جورت کباب

دردمندان را دل از ظلمت خراب

1414

رو گریز از ظلم ظالم مُلک ملک

تاز بحر ظلم آئی سوی فلک

1515

رو تو ظالم را بخود اغیار دان

بعد از آن رومظهر عطّار خوان

1616

رو تو از ظالم گریزان شو چو من

تا بیابی صحبت اهل سخن

1717

تو خود از ظالم مدار امید نیک

روی ظالم خود سیه باشد چو دیگ

1818

تا ترا باطور ظالم خو بود

کی ترا دنیا و دین نیکوبود

1919

رو تو با زهّاد دین صحبت بدار

زآنکه ایشانند مقصود دیار

2020

رو تو پندم بشنو از بهر خدا

چند چیزی کن قبول از من بیا

2121

خود حضوری یابی از پهلوی او

دین ودنیا گرددت بیشک نکو

2222

مست معنی باش و مست می مباش

شو ز ظالم دور و همچون وی مباش

2323

می ز معنی جوی و جام می بنوش

وآنگهی میباش در معنی خموش

2424

گر شوی تو مست از جام غرور

میشوی از رحمت حق دور دور

2525

پاکبازانی که اندر ژنده‌اند

خود بصورت مرده ودل زنده‌اند

2626

گرچه گریانند دایم آن همه

گشته‌اند ازعجب توخندان همه

2727

قبله کردی مال دنیا را چنین

لیک غافل گشتهٔ از راه دین

2828

گر همی خواهی که تو انسان شوی

در معانیّ خدا رهدان شوی

2929

رو میازار و مکن دلها کباب

رو ببند از خویشتن تو راه خواب

3030

تو کرم را ورد جان خویش کن

بعد از آن شرع نبی را پیش کن

3131

تو کرم بر خویش واجب دان چو شاه

ورنه آن حالت برد شیطان ز راه

3232

هست شیطان با تو همراه ای پسر

من تراکردم از این معنی خبر

3333

هست با تو فعل بد تو بدمکن

زانکه بدباشد بدوزخ بی‌سخن

3434

راه حق میرو تو همچون بایزید

زانکه او با جعفر صادق رسید

3535

او مرید جعفر صادق بُده است

بر تمام علم دین حاذق بُده است

3636

هر که او گنج معانی را بدید

جام عرفان اوز دست شه کشید

3737

ای برادر راست گویم من بتو

غیر راه مرتضی نبود نکو

3838

رو تو راه مصطفی را همچو من

دان ز راه او خدا را همچو من

3939

دین آل او ز حقّ مطلق است

لیک هفتاد و دو مذهب ناحق است

4040

حق یکی دان مذهب حق هم یکی

زین کلام من نیفتی در شکی

4141

هرکه شک آرد خدا بیزار اوست

وآنکه یارم شد خدا غمخوار اوست

4242

مرتضی اسرار احمد را شنید

غیر او اسرار حق برگو که دید

4343

دید او از دید هر کس برتر است

ز آنکه احمد را چو جان او در براست

4444

بود اوداماد و بن عمّ رسول

خارجی را نبود این معنی قبول

4545

خارجی چشم خرد بر دوخته

او میان نار یزدان سوخته

4646

خارجی شد در دو عالم رو سیاه

زآنکه در باطن ندارد حبّ شاه

4747

خارجی گشته بسی خوار و حقیر

زآنکه او شد خارج از راه امیر

4848

خارجی اندر جهان بی رو شده

او ندیده یار از آن هر سو شده

4949

هر که او برگشت از راه امیر

خارجی باشد بدان تو ای فقیر

5050

خارجین و ناصبین و قاسطین

جملگی باشند مردود و لعین

5151

این سخن را یاد گیر و یاددار

تا بماند نام تو خود یادگار

5252

ای برادر حال عالم نیک نیست

در درون او به جز یک دیک نیست

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

حبّ ایشان گیر تا ایمن شوی

دین و ایمان توزان گردد قوی

عطار»مظهرالعجایب»بخش 59 - موعظه در وصیت نمودن بمتابعت نبی و ولی و تنبیه اهل غفلت

اگلی نظم

هرکسی را خود در او جوشی دهند

همچو گوش خر باو گوشی دهند

عطار»مظهرالعجایب»بخش 61 - موعظه در مذمت توجه نمودن به دنیا و نقصان آن و صحبت مردان حق و فایدهٔ آن

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور