صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »مظهرالعجایب
  3. »بخش 72 - در تنبیه حال غافلان و اظهار حقایق عارفان، و بیان یکتائی حق سبحانه و تعالی، و تکرار ظهور صفات او جل جلاله

بخش 72 - در تنبیه حال غافلان و اظهار حقایق عارفان، و بیان یکتائی حق سبحانه و تعالی، و تکرار ظهور صفات او جل جلاله

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

ای بدنیا صرف کرده عمر خویش

جان خود را کرده‌ای صد بار ریش

22

خانه سازی از گل و بر روی آب

بعد از آن آنجا نشینی بهر خواب

33

خواب این خانه چه باشد فکر کن

این معانی با دل خود ذکر کن

44

با چنین اوقات بَد بیچاره تو

اوفتاده درچه تن همچو گو

55

تن ترا خانه شده بر روی آب

روح خود را کرده‌ای دروی بخواب

66

در چنین خوابی تو ویران میشوی

کی تواندر خواب انسان میشوی

77

رو تو بیداری گزین از خواب زود

تا شوی آگاه از سرّ ودود

88

هر که اوبیدار گردد همچو صبح

بادمیدن یار گردد همچو صبح

99

مهر عرفان چون کندبا حق رجوع

میکند از مشرق جانب طلوع

1010

رو توبیداری غنیمت دار نیک

پیش از آن کافتی میان خاک و ریگ

1111

خواب غفلت در درون چشم تست

لیک بیرون کردن او قسم تست

1212

خواب چشمت چون بهم درساختند

صبح بیداریت رادر باختند

1313

منصب و جاهت زیاده خوردو خواب

عاقبت بینی تو از وی صد عذاب

1414

تو برون کن خواب از چشمت روان

تا حیاتی یابی ازنور جهان

1515

جعفر صادق ز خواب و خور گذشت

در درون جنّت او را جای گشت

1616

شیخ طائی چون ازو دریافت دین

جان او شد تازه از مآء معین

1717

صادق آمد بحر و تو چون آب جو

باش تو از بحر معنی آب جو

1818

آب چبود آب بحر معرفت

حق شناسی کردن از ذات و صفت

1919

چون تو از ذات وصفت عارف شدی

از ظهورش عاقبت واقف شدی

2020

صیقلی زن جان ظلمت دیده را

تا گشائی بر رخ اودیده را

2121

تو ورا بشناس و با او یار شو

مست گرد و محو آن دیدار شو

2222

از شراب آشنائی مست شو

واندر آن مستیّ خود از دست شو

2323

چشم خود بگشای و روی او ببین

خویش را بگذارو سوی او ببین

2424

چون ببینی تو شوی دانا بخود

تو نبینی او بود بینا بخود

2525

بعد از آن چون آب شو با او بجوی

بیخودانه از زبان او بگوی

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

بشنو از گفتار فرزند نبی

آنکه از جان بوده پیوند نبی

عطار»مظهرالعجایب»بخش 71 - تمثیل در رعایت ادب نمودن، و از عبادت و معرفت غافل نبودن، و مغرور نبودن بطاعت، و تقصیر نمودن در طلب، و تنبیه نمودن حضرت امام جعفر صادق علیه السلام شیخ داود طائی را برعایت ادب

اگلی نظم

گه شوی دریا و گردی موج زن

گه درآئی در میان مرد و زن

عطار»مظهرالعجایب»بخش 73 - در حقیقت معنی «لا مُؤَثِّرَ فِي الوُجودِ اِلَّا الله» که صرف توحید است

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور