صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »مظهرالعجایب
  3. »بخش 69 - در مذهب غیبت نمودن و اندیشۀ آن، و مجلس گفتن شیخ شبلی و سؤال سائل و جواب دادن شیخ او را و تنبیه شدن شیخ از آن

بخش 69 - در مذهب غیبت نمودن و اندیشۀ آن، و مجلس گفتن شیخ شبلی و سؤال سائل و جواب دادن شیخ او را و تنبیه شدن شیخ از آن

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

بود شبلی را ریاضت در جهان

بر طریق اولیای آن زمان

22

نامه زهد و عبادت داشت او

سنت احمد فرو نگذاشت او

33

بود او رادش همه ذکر الاه

بود اندر ملک معنی پیر راه

44

گاهگاهی مجلسی میداشت او

دانهٔ عرفان بمعنی کاشت او

55

خلق بسیاری مرید او شدند

همچو چشمه جانب آن جوشدند

66

شیخ یک روزی بمجلس رفته بود

او بمردم در سخاوت گفته بود

77

اندر آن مجلس یکی قد کرد راست

او ز شیخ راه حق چیزی بخواست

88

شیخ را در خاطر آمد این نخست

گو بود مرد جوان و تن درست

99

آن تواند کسب کردن در جهان

خود سؤالش نیک نبود این زمان

1010

این مذلت را چرا بر خود نهاد

او مگر از گفت خود آمد بیاد

1111

شیخ با او گفت خود بنشین ز پای

حاجتت را خود روا سازد خدای

1212

چون بخانه رفت شیخ و کرد خواب

دید در خواب اندر آن شب بی‌حجاب

1313

یک طبق در پیش او سرپوش داشت

گفت درویشی و آن را گوش داشت

1414

کی تو شیخ دهر این را نوش کن

آنچه پختی نوش و پس خاموش کن

1515

چونکه سر پوشش از آن سر برگرفت

شیخ از آن حالت چو آتش در گرفت

1616

دید سائل را که مرده در طبق

حیرتش رو داد آخر زین سبق

1717

گفت با آنکس که این آورده بود

خود مرا کی رغبت این مرده بود

1818

من نخوردم در همه عمر ای امین

لحم مرده از کجا بود این چنین

1919

گفت دی اندر میان مردمان

لحم مرده خوردی و کردی نهان

2020

گفت با خود شیخ دی این مرد را

کرده بودی غیبتی تو در خلا

2121

تا باو لطفی نکردی غیر از این

لقمهٔ تو این زمان باشد چنین

2222

خورد تو این باشد و کرد آنچنان

بوی جنّت خود نیابی در جهان

2323

شیخ از آن هیبت زخود بیزار شد

زین معانی واقف اسرار شد

2424

رفت از خانه برون از بهر او

شد روان هر سو به گرد شهر او

2525

دید او را بر لب دجله حزین

یک دو ترّه پیش او بُد بر زمین

2626

آب می‌آورد ترّه پیش او

می‌گرفت آن ترّه را از آب جو

2727

قوت خود کرده ز ترّه در جهان

تا نیابد انفعال از این و آن

2828

شیخ چون استاد پیشش یک دمی

سر برآورد ونگه کردش همی

2929

گفت ای شیخ زمانه توبه کن

غیبت سرگشتگان دیگر مکن

3030

آنچه دی اندیشه کردی بهرما

توبه کن تا خود دهد حقت عطا

3131

بعد ازین تو یقبل التّوبه بدان

عن عباده از کلام حق بخوان

3232

شیخ گفتا توبه کردم این زمان

عفو فرما جرم ما را ای جوان

3333

عفو کرد او جرم را از شیخ دین

خود نیفکند آن سخن را بر زمین

3434

گفت باید خویش را آگاه داشت

در همه دلها بمعنی راه داشت

3535

تو مکن غیبت که یابی محنتی

بلکه در خاطر نیاری غیبتی

3636

ای برادر فکر کار خویش کن

درّ معنی را نثار خویش کن

3737

با همه کس باطن خود نیک دار

غیبت دانا مکن تو اختیار

3838

ای پسر از خفتن و خوردن گذر

تا به جنّت بر تو بگشایند در

3939

تا شوی در باب جنّت راهبر

پی در این معنی به کوی شاه بر

4040

باب جنّت غیر حیدر نیست کس

یا امیر این دم بفریادم برس

4141

زآنکه جنّت را توئی آن باب خیر

میکنی در عالم معنی تو سیر

4242

گر توئی مولای حیدر درجهان

توبه کن از غیبت و عیب کسان

4343

ای برادر تو زغیبت در گذر

تا نبینی در دو عالم صد ضرر

4444

هر که او غیبت کند عطّار را

می‌خورد لحم ددو مردار را

4545

من سخن از دانش او گفته‌ام

در چنین راهی نه به او رفته‌ام

4646

رو تو راه دیگران را پیش گیر

وانگهی شیطان ملعون خویش گیر

4747

گر تو این دم راه شیطانی روی

خود یقین میدان که شیطانی شوی

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

بود سلطانی به صورت چون پری

عکس رخسارش چو مهر خاوری

عطار»مظهرالعجایب»بخش 68 - تمثیل در عدل کسری و ثمرهٔ آن خصال، و ظلم‌آوری و نتیجهٔ آن، و حکایت شاهزادهٔ نیکو و از راه رفتن او به سخن مردم بدسکال و پند دادن شیخ ابوالحسن خرقانی او را و ابا نمودن او از آن

اگلی نظم

بازهم نقلی ز شبلی گویمت

بر کنار بحر معنی جویمت

عطار»مظهرالعجایب»بخش 70 - تنبیه به حال کسانی که در عمل قاصرند و مردم را بدان فرمایند، و مناظرهٔ شیخ شبلی و شیخ ابوالحسن نوری قدس سرهما

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور