صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »مظهرالعجایب
  3. »بخش 41 - قال النبی صلی الله علیه و آله: «انا مدینة العلم و علی بابها»

بخش 41 - قال النبی صلی الله علیه و آله: «انا مدینة العلم و علی بابها»

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

مرتضی و آل او یک مظهرند

حیدر و اولاد از یک گوهرند

22

حبّ ایشان دار دایم در ضمیر

تا شوی روشن تر از مهر منیر

33

حبّ ایشان دار و راه شرع رو

تا کنی در مزرع ایمان درو

44

حبّ ایشان دار و از غم شادرو

جان و ایمان را بجانان کن گرو

55

جان جانان آنکه او را مصطفی

خود شفیع آورده است اندر دعا

66

جان جانان آنکه در دل نور از اوست

دیده و جان نبی مسرور ازوست

77

جان جانان آنکه با او هل اتی است

در بر او خلعتی از انّماست

88

جان جانان آنکه جبریل امین

سالها بوده است با او همنشین

99

جان جانان آنکه چون روح است او

در حقیقت کشتی نوح است او

1010

جان جانان آنکه در دل دین ازوست

صبر و آرام دل مسکین ازوست

1111

جان جانان کیست با جانم یقین

آنکه مهر اوست ایمانم یقین

1212

جان جانان آنکه نام او علی است

هم بظاهر هم بباطن او ولی است

1313

جان جانان آنکه او را قدرتست

هم یدالله است و عین رحمت است

1414

جان جانان آنکه علم من از اوست

بلکه خود عطّار در معنی هم اوست

1515

جان جانان مرتضی باشد مرا

چون بدانستی براه او درا

1616

جان جانان کرده در جانم وطن

آید این دم بوی منصوری ز من

1717

بود منصور آنکه سرّ را فاش کرد

نقش بود او خویش را نقّاش کرد

1818

نقش این مظهر ندیده هیچکس

دم نگه دار و مزن با کس نفس

1919

من چو جان خویش پنهان دارمش

در میان جان چو جانان دارمش

2020

زانکه مقصودم ز معنی خود هم اوست

هست دریائی که این گوهر در اوست

2121

من که عطّارم ز شک برخاستم

نخل معنی از یقین آراستم

2222

اصل معنی را بگفتم من عیان

لیک از ارباب صورت شد نهان

2323

هست این عالم پر از غوغا و شور

هر کسی دینی گرفته خود بزور

2424

واندر آن دین می‌کند عقبی خراب

حاصل از دینش بود آخر عذاب

2525

هر که در دنیای دون آلوده شد

او به کفگیر بلا پالوده شد

2626

هر که او اسرار سبحانی شنفت

در حقیقت راه انسانی گرفت

2727

هر که با او اهل معنی یار شد

عارف تحقیق چون عطّار شد

2828

هر که اسرار ولی خواهد شنید

دل ز غیر او همی باید برید

2929

آن یکی خانه است جای دو مکن

تیره دل از نقش غیر او مکن

3030

هر که او را دل به صد جا بند شد

پیش او اسرار من کی پند شد

3131

هر که او را دیدهٔ احول بود

در دو عالم کار او مهمل بود

3232

هر کرا با مصطفی ایمان بود

حبّ شاهش در میان جان بود

3333

هر کرا باشد محمّد پیشوا

او علی را داند آخر رهنما

3434

هرکه را باشد علی خود رهنما

او رسیده خود بشهر هل اتی

3535

هر کرا باشد کمال و دانشی

ایّها النّاسش بود خود پرسشی

3636

هر کرا باشد بقرآن التجا

از درون او برآید انّما

3737

هرکه را باشد بشه قبله درست

علم صورت را بکلّی او بشست

3838

هر کرا گشته سعادت یار او

شهسوار دین بود سردار او

3939

هر کرا گردد سعادت رهنمون

منزل او هست نیشابور و تون

4040

هر کرا باشد سعادت همنشین

شد بسوی مشهد سلطان دین

4141

اصلم از تون است و نیشابور جای

باشدم در مشهد سلطان سرای

4242

گشته‌ام از خادمان درگهش

بلکه گردی هستم از خاک رهش

4343

فخرها دارد ملک از خادمیش

حور جنّت یافت راه محرمیش

4444

در ره کعبه کنی بر خود حرج

یک طوافش بهتر از هفتاد حج

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

من ولای تو بجان کردم قبول

زانکه هستی این زمان نور رسول

عطار»مظهرالعجایب»بخش 40 - بخ بخ لک یا اباالحسن اصبحت مولای و مولا کل مؤمن و مؤمنة

اگلی نظم

این سخن باشد بقول مصطفی

طوف او هفتاد حج دارد بها

عطار»مظهرالعجایب»بخش 42 - قال النبی صلی الله علیه و آله: «من زار ولدی بطوس فکانما زاربیت الله سبعین مرة»

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور