صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »مظهرالعجایب
  3. »بخش 76 - در مناجات بدرگاه حضرت قاضی الحاجات عرض میکند

بخش 76 - در مناجات بدرگاه حضرت قاضی الحاجات عرض میکند

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

ای تو سلطان و کریم لایزال

بی‌مثال و ذات پاکت بی‌زوال

22

ای ترا آدم شده جویا مدام

بوده اوبا نور تو بینا مدام

33

ای ترا خود شیث بوده راز دان

وی ترا ادریس بوده درس خوان

44

ای تو داده نوح را کشتی حلم

وی ز تو هم یافته جرجیس علم

55

ای ز تو دیده‌ست ابراهیم آن

حکم قربانی و بشنیده بجان

66

ای تو با اسحق داده رحمتی

وی تو داده هود را خوش نعمتی

77

ای درون نغمهٔ داود تو

ای درون آتش نمرود تو

88

ای نشانده خود سلیمان را به تخت

هم زکریا گشته زارّه لخت لخت

99

ای به یوسف همره و یعقوب زار

کو زهجرش کرده خود راسوگوار

1010

ای درون کلبهٔ احزان شده

هم به یوسف در چه زندان شده

1111

ای شده یعقوب را چون جان عزیز

ای به به یوسف داده خود ملک عزیز

1212

ای به یوسف بر سر تخت آمده

وی بکنعان طالع و بخت آمده

1313

ای زلیخا را فکنده خوار تو

کرده از عشق جوانی زار تو

1414

ای شعیبی راز تو علم و ضیا

داده موسی را بمعنی تو عصا

1515

ای بداده صالح خود را صلاح

ای نبوّت داده با او در صباح

1616

ای ز ذوالکفل آب رحمت خواسته

جنّتی از بهر او آراسته

1717

ای بداده درد و صبر ایّوب را

عاقبت داده است دردش را دوا

1818

ای که او را درد تو درمان بود

مهر حب تو در ایمان بود

1919

ای بداده ارمیارا جام عشق

یافت از یوشع بلندی نام عشق

2020

ای تو با الیاس و خضر راهبر

وی ز روح الله جان داده خبر

2121

ای باحمد گفته خود اسرارها

وی باحمد بوده در عین صفا

2222

ای تو با حیدر بمعنی آمده

وی بهر دو کون بیناآمده

2323

ای باحمد هم سر و هم تاج تو

ای باحمد در شب معراج تو

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چون بیابی سرّ او را بر ملا

خود بمیری در میان این بلا

عطار»مظهرالعجایب»بخش 75 - در نصیحت بترغیب دین و آئین نبی، و ترک دنیا و میل بعقبی

اگلی نظم

ای باحمد لحمک لحمی شده

ای باحمد دمک دمّی شده

عطار»مظهرالعجایب»بخش 77 - در مدح شاه اولیا سلطان اصفیا علی مرتضی علیه السلام میگوید

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور