صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »خسرونامه
  3. »بخش 36 - صفت جشن خسرو

بخش 36 - صفت جشن خسرو

شاعر: عطار

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

نشسته شاه رومی همچو جمشید

بسر برافسری روشن چو خورشید

22

بزرگان و وزیران معظّم

همه بر پای مانده دست برهم

33

ز یک سو نو خطان استاده بر راه

ز یکسو امردان باروی چون ماه

44

ببردر، امردان دیبای زربفت

سر هریک ز تاب باده پر تفت

55

کمر بسته کلاه زر کشیده

بپیش صُفّهها صف برکشیده

66

بسر بر، نو خطان تاج مکلّل

کشیده حلقه چون خطّ مسلسل

77

بدست آورده هر یک جام زرّین

چو ماهی کاورد بر دست، پروین

88

ز گلبن تا بگلبن می گرفته

ز رنگ می رخ گل خوی گرفته

99

ز سر مجلس بدست پای مردان

پیاله همچو دستنبوی گردان

1010

زده گز بر گلو مرغ مسمّن:

صراحی از میان پر تابگردن

1111

چو خونی، رنگ شیر دختر رز

ولیکن گشته بی شوهر زبان گز

1212

شراب زهرگین شکّر فشانده

زمی مرغ صراحی پر فشانده

1313

صلای باده در یک گوش رفته

ز راه گوش دیگر هوش رفته

1414

بخار عود میشد بیست فرسنگ

مشام از مغز کرده دود آهنگ

1515

بخور افگنده در سرها بخاری

ز مشک افتاده در مجلس غباری

1616

هوای شمع روشن، گشته تیره

ز دود عود و از گرد زریره

1717

بت نوروز رخ چون عید خرّم

مه خورشید فر در زیر شبنم

1818

لبالب آب دندان در برابر

پیاپی کرده جام می سراسر

1919

فروغ دامن می آستین سوز

می اندر پوست گشته پوستین دوز

2020

صراحی همچو مرغان سحرخیز

ز مخلب کرده در مجلس شکر ریز

2121

زالحان سرود عاشقانه

شده رّقاص، نقش آستانه

2222

ز عکس باده، در جام گهر دار

شده سرمست صورتهای دیوار

2323

می سرکش نشسته در دم چشم

ز مستی پای کوبان مردم چشم

2424

لب شیرین ترکان تروش روی

بنطق تلخ شورانگیز هر سوی

2525

فروغ روی چندان حور زاده

جهانی را بهشتی نور داده

2626

ز لعل شاهدان آب دندان

شده می همچو گل در جام خندان

2727

شعاع شمع روشن کرده مجلس

سماع جمع جان را گشته مونس

2828

فروغ شمع بر جام اوفتاده

بشب خورشید در دام اوفتاده

2929

ز نور شمع شب را روز گشته

جهانی را جهان افروز گشته

3030

چو باد صبح در عالم وزیده

حریفان را صبوحی در رسیده

3131

بباد صبح در تختی نهاده

چو آتش جمله در تختی فتاده

3232

سپیده دم فسرده زردهٔ شمع

گدازان باد پیه گردهٔ شمع

3333

مه از خون شفق سر جوش خورده

شب از زرّین طبق سرپوش کرده

3434

خمار اندر خیال می پرستان

ببازی خیال آورده دستان

3535

صبوحی را صراحی پر نهاده

ز‌آب تلخ چرب آخر نهاده

3636

حریفان جمله دریاکش نشسته

چو کوهی بر سر آتش نشسته

3737

شده درگوش مرغان صبوحی

چو موسیقار قول بوالفتوحی

3838

قرابه دیده چون خم دستیاری

پیاله کرده از می سنگساری

3939

قدح بر چنگ و برنای عراقی

گرفته راه نی با چنگ ساقی

4040

سبک گشته دل ازتنگی سینه

همه مردان گران از آبگینه

4141

گشاده چار رگ از لب صراحی

شده خون در تن از مستی مباحی

4242

شبی خوش بود و مهتابی دل افروز

قدح مهتاب میپیمود تا روز

4343

بساقی گفت شاه عاشق مست

که می درده که چون گل رفتم ازدست

4444

ز می گر شد گران جان سبکبار

گران جانی مکن دستی سبک دار

4545

مرا چندان می خوش ده بزودی

که ماه من شود زیر کبودی

4646

برآرم همچومستان های و هویی

که پیدا نیست هشیاریم مویی

4747

بگفت این و سماع فرد درخواست

زبی خویشی دلش ار درد برخاست

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

شبی خوشتر ز نوروز جوانی

می صافی چو آب زندگانی

عطار»خسرونامه»بخش 35 - عشرت كردن گل و خسرو باهم

اگلی نظم

درآمداِکدشی دوشیزه ناگاه

پریشان کرده مشک تازه بر ماه

عطار»خسرونامه»بخش 37 - نواختن مطرب

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور