صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »هیلاج نامه
  3. »بخش 44 - در اسرار گفتن منصور بر سر دار

بخش 44 - در اسرار گفتن منصور بر سر دار

شاعر: عطار

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

چو منصورم حقیقت عین نورم

در اینجا جملگی من نار و نورم

22

چو منصورم حقیقت عین روحم

در اینجا جملگی فتح و فتوحم

33

منم منصور اینجا جان جمله

ز چرخ عرش من تابان جمله

44

منم منصور کاینجا جان دمیدم

درون جملگی من پروریدم

55

بمیرانم همه از عشق و از راز

وگر زنده کنم من جمله را باز

66

نداند کس که بیچون و چگونم

همه اینجا بذاتم رهنمونم

77

حقیقت لامکان اندر صفاتم

خدایم در حقیقت کل ذاتم

88

صفات ذاتم آمد قل هوالله

حقیقت بایزیدا کو سوی الله

99

ز سبحانی حقیقت دم ز دستی

بترس ازخوف این دم دم ز دستی

1010

مترس ار مرد راه عاشقانی

همین دم زن ز اسرار و معانی

1111

یقین منصور دان بیشک خداوند

که با ذاتست اینجا گاه پیوند

1212

کسی دیگر تو این اسرار منمای

همین دم میون ازوصلم بیاسای

1313

خدایم این زمان درعین صورت

شده ازمن همه عین کدورت

1414

همه اینجا حقیقت هست الله

منم پیدا کدام از راز آگاه

1515

چنین دان بایزید امروز اینجا

منم با جان جان پیروز اینجا

1616

کنون وقت گذشتن آمد اینجا

که گردانی فنا ما را تو شیخا

1717

فنای خویش میبینم بقایم

بقایم هست کل عین لقایم

1818

منم منصور و جانم گشت جانان

نموده ازحقیقت راه با جانان

1919

منم منصور کل از خویش بیزار

نخواهم هیچ چیزی جز رخ یار

2020

منم منصور با جانان سخنگوی

همه با من شده در کل سخنگوی

2121

یقین ای شیخ جمله ذات بینم

بذات او همه ذرات بینم

2222

فنا خواهد شدن صورت درین راه

که خود جانست بیشک خود یقین شاه

2323

کنون ای شیخ وین اسرار خواندم

ترا درهای معنی برفشاندم

2424

خلایق جمله حیرانند و گویان

همه وصل منند اینجای جویان

2525

چو وصلم هر کسی کاینجا نخواهد

حقیقت زود در نزد من آمد

2626

همه ای دوستان اکنون درآیید

نمود خویشتن بر ما نمائید

2727

درآئید آنگه از جانی خبردار

حقیقت دید دیدار است هم یار

2828

کجا پیدا که دم اینجا زدستید

جمال ما پیاپی هان ز دستید

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

بدو منصور گفت ای راز دیده

کنون بگشای ای شهباز دیده

عطار»هیلاج نامه»بخش 43 - جواب دادن منصور بایزید را

اگلی نظم

جنید راهبر سلطان عشاق

که آمد در حقیقت بیشکی طاق

عطار»هیلاج نامه»بخش 45 - سخن گفتن شیخ جنید و شیخ کبیر در کار منصور

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور