صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »الهی نامه
  3. »بخش یازدهم
  4. »(2) حکایت آن دیوانه که تابوتی دید

(2) حکایت آن دیوانه که تابوتی دید

شاعر: عطار

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

یکی تابوت می‌بردند بر دست

بدید از دور آن دیوانهٔ مست

2

یکی را گفت این مرده که بودست

که ناگه شیرِ مرگش در ربودست

3

بدو گفتند ای مجنون پُر شور

جوانی بود کُشتی گیرِ پُر زور

4

بدیشان گفت دیوانه که برنا

اگرچه بود در کُشتی توانا

5

ولیکن می‌ندانست آن جگرسوز

که ناگه باکه در کُشتی شد امروز

6

حریفی بس تواناش اوفتادست

بقوّت بی محاباش اوفتادست

7

چنان در خاکش افکندست و در خون

که دیگر برنخواهد خاست اکنون

8

ولی الحمدلله می‌توان کرد

که جائی می‌توان دید این جوانمرد

9

چو چاره نیسب ز افتادن کسی را

بدین دریا درافتادن بسی را

10

تو گر اینجا در افتی جان نداری

چو در برخاستن ایمان نداری

11

خوش آمد عالمت افراختی بال

فرو بردی بدین مردار چنگال

12

تو این ده نه گرفتی نه خریدی

همان انگار کین ده را ندیدی

13

نیاید هیچ عاقل در جهانی

که بر مردم سرآید در زمانی

14

چرا جانت بعالم باز بستست

که این عالم بیک دم باز بستست

15

جهان آنست گر تو مردِ آنی

شوی آنجا که هستی آن جهانی

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

بزرگی بود از اصحاب توحید

که شد در بادیه عمری بتجرید

عطار»الهی نامه»بخش یازدهم»(1) حکایت آن مرد که در بادیه تجرید می‬کرد

اگلی نظم

چنین گفته‌ست با یاران پیمبر

که آن طفلی که می‌زاید زمادر

عطار»الهی نامه»بخش یازدهم»(3) حکایت گفتار پیغامبر در طفل نوزاد

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور