صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »الهی نامه
  3. »بخش یازدهم
  4. »(3) حکایت گفتار پیغامبر در طفل نوزاد

(3) حکایت گفتار پیغامبر در طفل نوزاد

شاعر: عطار

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

چنین گفته‌ست با یاران پیمبر

که آن طفلی که می‌زاید زمادر

2

چو بر روی زمین افکنده گردد

بغایت عاجز و گرینده گردد

3

ولی چون روشنی این جهان دید

فراخی زمین و آسمان دید

4

نخواهد او رحم هرگز دگر بار

نگردد نیز در ظلمت گرفتار

5

کسی کز بندِ این تنگ آشیان رفت

بصحرای فراخ آن جهان رفت

6

بعینه حال آن کس همچنانست

که او را از رحم قصد جهانست

7

چنان کان طفل آمد در جهانی

نخواهد با شکم رفتن زمانی

8

ز دنیا هر که سوی آن جهان شد

بگفتم حال طفلت همچنان شد

9

دلا چون نیست جانت این جهانی

بر آتش نه جهان گر مرد جانی

10

اگر قلبت نخواهد برد ره پیش

چگونه ره بری در قالب خویش

11

که گر راهی به پیشان می‌توان برد

یقین می‌دان که از جان می‌توان برد

12

درون دَیرِ دل خلوتگهی ساز

وزان خلوة به سوی حق رهی ساز

13

اگر کاری کنی همرنگِ جان کن

مکن آن بر سر چوبی، نهان کن

14

تو گر جامه بگردانی روا نیست

که او دوزد، بدست تو قبا نیست

15

ولیکن گر توانی همچو مردان

ز جامه درگذر جان را بگردان

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

یکی تابوت می‌بردند بر دست

بدید از دور آن دیوانهٔ مست

عطار»الهی نامه»بخش یازدهم»(2) حکایت آن دیوانه که تابوتی دید

اگلی نظم

حسن می‌شد حسینش بود همبر

بجیحون چون رسیدند آن دو سرور

عطار»الهی نامه»بخش یازدهم»(4) حکایت حسن و حسین رضی الله عنهما

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور