صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »الهی نامه
  3. »بخش یازدهم
  4. »(1) حکایت آن مرد که در بادیه تجرید می‬کرد

(1) حکایت آن مرد که در بادیه تجرید می‬کرد

شاعر: عطار

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

بزرگی بود از اصحاب توحید

که شد در بادیه عمری بتجرید

2

نه با خود دلو و ابریق و رسن داشت

نه آب و زادِ ره با خویشتن داشت

3

بآخر در ره آمد چون غریبان

نهاده پارهٔ نان در گریبان

4

گهی بوئیدی آن نان گه گرفتی

گهی چون عاجزان لختی بخفتی

5

یکی گفتش که چون بودت چنین زیست

چنین بیچاره چون گشتی سبب چیست

6

ببوی پارهٔ نان هر زمان تو

چنین چون گشتی آخر آنچنان تو

7

چنین گفت او کزان شیوه بدردم

کفارت می‌کنم آنرا که کردم

8

که چون تجریدِ من پندار بودست

غرور و غفلتم بسیار بودست

9

ز من آن جمله دعوی بود دعوی

کنون چون ذرّهٔ در تافت معنی

10

مرا داد از غرور خویش توبه

کنون هر ساعت افزون بیش توبه

11

برون حق بچیزی زنده بودن

کجا باشد دلیل بنده بودن

12

به چیزی دونِ حق گر زنده باشی

بقطع آن چیز را تو بنده باشی

13

بموئی گر ترا پیوند باشد

هنوزت قدرِ موئی بند باشد

14

تو می‌باید که کُل برخیزی از پیش

بهر دم می در افزائی تو در خویش

15

چو می‌دانی که ناکامست مرگت

چرا نبوَد بمرگ خویش برگت

16

نهٔ سر سبزتر از برگ، برخیز

بلرز وزرد شو وزهم فرو ریز

17

بدین دَر گر بخواهی اوفتادن

سرافرازیت ازین خواهد گشادن

18

بدین دَر گر بیفتی چون خرابی

چنان خیزی که گردی آفتابی

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

پدر گفتش چه گر اندک بوَد جاه

کزان اندک بسی مانی تو در چاه

عطار»الهی نامه»بخش یازدهم»جواب پدر

اگلی نظم

یکی تابوت می‌بردند بر دست

بدید از دور آن دیوانهٔ مست

عطار»الهی نامه»بخش یازدهم»(2) حکایت آن دیوانه که تابوتی دید

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور