صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »الهی نامه
  3. »بخش نهم
  4. »(7) حکایت دیوانه که اشک می‬ریخت

(7) حکایت دیوانه که اشک می‬ریخت

شاعر: عطار

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

یکی دیوانه می‌ریخت اشکِ بسیار

یکی گفتش چرا گرئی چنین زار

2

بگویم، گفت ازانم خون فشانی

که تا دل سوزدش بر من زمانی

3

یکی گفتش که او را دل نباشد

کسی کین گوید او عاقل نباشد

4

جوابش داد آن دیوانه پیشه

که او دارد همه دلها همیشه

5

همه دلها که او دارد شگرفست

چه گونه دل ندارد این چه حرفست

6

همه چیزی که اینجا هست از آنجاست

بدو نیک و بلند و پست از آنجاست

7

پس این دلهای ما ز آنجا بوَد نیز

دل تنها نمی‌گویم همه چیز

8

ترا گر خَیر و شرّ آید دوایت

از آنجا می‌توان کردن روایت

9

ببین تا خاک جبریل از چه خون کرد

که قوم سامری را سرنگون کرد

10

ولی چون باد ازو در مریم آمد

ز روح الله حیات عالم آمد

11

بدان اینجا که خیر و شر از آنجاست

اگر نفعست از آنجا ضر از آنجاست

12

تو زان رو بیخبر از قدس پاکی

که اندر تنگنای آب و خاکی

13

اگر تو زین خراب آزاد گردی

چو گنجی در خراب آباد گردی

14

هم اینجا گرچه زین دل خسته باشی

بدل باری بحق پیوسته باشی

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

مگردیوانهٔ شوریده برخاست

برهنه بُد ز حق کرباس می‌خواست

عطار»الهی نامه»بخش نهم»(6) حکایت دیوانۀ که از حق کرباس می‬خواست

اگلی نظم

درآمد واسطی را انتباهی

بدیوانه ستان در شد بگاهی

عطار»الهی نامه»بخش نهم»(8) حکایت شیخ ابوبکر واسطی با دیوانه

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور