صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »الهی نامه
  3. »بخش نهم
  4. »(6) حکایت دیوانۀ که از حق کرباس می‬خواست

(6) حکایت دیوانۀ که از حق کرباس می‬خواست

شاعر: عطار

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

مگردیوانهٔ شوریده برخاست

برهنه بُد ز حق کرباس می‌خواست

2

کالهی پیرهن در تن ندارم

وگر تو صبر داری من ندارم

3

خطابی آمد آن بی‌خویشتن را

که کرباست دهم اما کفن را

4

زبان بگشاد آن مجنونِ مضطر

که من دانم ترا ای بنده پرور

5

که تا اوّل نمیرد مرد عاجز

تو ندهی هیچ کرباسیش هرگز

6

بباید مرد اول مفلس وعور

که تا کرباس یابد از تو در گور

7

دلاگرکشتهٔ این راه گردی

بیک دم زندهٔ الله گردی

8

چو تو خونی شدی از پای تا فرق

میان خاک شو در خون خود غرق

9

هر آن زن را که شیر آید پدیدار

ببندد خون حیضش بر سر کار

10

بگردانند خونش را نهانی

که تا خون می‌خوری و شیر دانی

11

چو آغاز تو بر خون خوردن آمد

چو انجامت بخاک آوردن آمد

12

کسی کو در میان خاک و خونست

چرا سر می‌کشد چون سرنگونست

13

اگر تو هیچکس دانی که چونی

بهم بِسرشته مشتی خاک و خونی

14

ز خون و خاک آنگه پاک گردی

که خونی می‌خوری تا خاک گردی

15

چو نبوَد کارِ تو جز اشک و سوزی

ز زلفش سایه افتد بر تو روزی

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

شقیق بلخی آن شیخ مدرّس

مگر می‌گفت در بغداد مجلس

عطار»الهی نامه»بخش نهم»(5) حکایت شقیق بلخی و سخن گفتن او در توکل

اگلی نظم

یکی دیوانه می‌ریخت اشکِ بسیار

یکی گفتش چرا گرئی چنین زار

عطار»الهی نامه»بخش نهم»(7) حکایت دیوانه که اشک می‬ریخت

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور