صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »الهی نامه
  3. »بخش هفتم
  4. »(14) حکایت دیوانۀ خاموش

(14) حکایت دیوانۀ خاموش

شاعر: عطار

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

یکی دیوانه در بغداد بودی

که نه یک حرف گفتی نه شنودی

22

بدو گفتند ای مجنون عاجز

چرا حرفی نمی‌گوئی تو هرگز

33

چنین گفت او که حرفی با که گویم

چو مردم نیست پاسخ از که جویم

44

بدو گفتند خلقی کین زمانند

نمی‌بینی که جمله مردمانند

55

چنین گفت او نه اند این قوم مردم

که مردم آن بود کو از تعظم

66

غم دی و غم فرداش نبود

ز کار بیهده سوداش نبود

77

غم ناآمده هرگز ندارد

ز رفته خویش را عاجز ندارد

88

غم درویشی و روزیش نبود

بجز یک غم شبانروزیش نبود

99

که غم در هر دو عالم جز یکی نیست

یقینست آنچه می‌گویم شکی نیست

1010

گرت امروز از فردا غمی هست

بنقد امروز عمرت دادی از دست

1111

مخور غم چون جهان بی‌غمگسارست

وگر غم می‌خوری هر دم هزارست

1212

خوشی در ناخوشی بودن کمالست

که نقد دل خوشی جُستن محالست

1313

چه خواهد بود آخر زین بتر نیز

که صد غم هست و می‌آید دگر نیز

1414

ازان شادی که غم زاید چه خواهی

وجودی کز عدم زاید چه خواهی

1515

ترا شادی بدو باید وگر نه

غم بی دولتی می‌خور دگر نه

1616

بدو گر شاد می‌باشی زمانی

تو داری نقد شادی جهانی

1717

وگرنامش نگوئی یک زمان تو

چه بدنامی براندی بر زبان تو

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

به موسی گفت حق کای مرد اسرار

چو تنها می‌نشینی دل نگه دار

عطار»الهی نامه»بخش هفتم»(13) حکایت موسی علیه السلام

اگلی نظم

یکی پرسید ازان مجنونِ غمگین

که از لیلی چه می‌گوئی تو مسکین

عطار»الهی نامه»بخش هفتم»(15) سؤال آن مرد از مجنون در باب لیلی

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور