صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »الهی نامه
  3. »بخش هفتم
  4. »(14) حکایت دیوانۀ خاموش

(14) حکایت دیوانۀ خاموش

شاعر: عطار

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

یکی دیوانه در بغداد بودی

که نه یک حرف گفتی نه شنودی

2

بدو گفتند ای مجنون عاجز

چرا حرفی نمی‌گوئی تو هرگز

3

چنین گفت او که حرفی با که گویم

چو مردم نیست پاسخ از که جویم

4

بدو گفتند خلقی کین زمانند

نمی‌بینی که جمله مردمانند

5

چنین گفت او نه اند این قوم مردم

که مردم آن بود کو از تعظم

6

غم دی و غم فرداش نبود

ز کار بیهده سوداش نبود

7

غم ناآمده هرگز ندارد

ز رفته خویش را عاجز ندارد

8

غم درویشی و روزیش نبود

بجز یک غم شبانروزیش نبود

9

که غم در هر دو عالم جز یکی نیست

یقینست آنچه می‌گویم شکی نیست

10

گرت امروز از فردا غمی هست

بنقد امروز عمرت دادی از دست

11

مخور غم چون جهان بی‌غمگسارست

وگر غم می‌خوری هر دم هزارست

12

خوشی در ناخوشی بودن کمالست

که نقد دل خوشی جُستن محالست

13

چه خواهد بود آخر زین بتر نیز

که صد غم هست و می‌آید دگر نیز

14

ازان شادی که غم زاید چه خواهی

وجودی کز عدم زاید چه خواهی

15

ترا شادی بدو باید وگر نه

غم بی دولتی می‌خور دگر نه

16

بدو گر شاد می‌باشی زمانی

تو داری نقد شادی جهانی

17

وگرنامش نگوئی یک زمان تو

چه بدنامی براندی بر زبان تو

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

به موسی گفت حق کای مرد اسرار

چو تنها می‌نشینی دل نگه دار

عطار»الهی نامه»بخش هفتم»(13) حکایت موسی علیه السلام

اگلی نظم

یکی پرسید ازان مجنونِ غمگین

که از لیلی چه می‌گوئی تو مسکین

عطار»الهی نامه»بخش هفتم»(15) سؤال آن مرد از مجنون در باب لیلی

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور