صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »الهی نامه
  3. »بخش پانزدهم
  4. »(5) حکایت سلطان محمود و گازر

(5) حکایت سلطان محمود و گازر

شاعر: عطار

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

مگر می‌رفت محمود جهاندار

بره درگازری را دید در کار

2

کشیده پشتهٔ کرباس دربند

بدو گفت این همه کرباس را چند

3

جوابش دادگازر کای شهنشاه

ترا کرباسِ ده گز بس درین راه

4

چو زین جمله ترا ده گز پسندست

چرا پرسی ز جمله تا بچندست

5

چو این بشنید گریان گشت ازو شاه

غریبی خشت زن را دید ناگاه

6

رخ از خورشید چون انگشت کرده

ره صحرا همه پر خشت کرده

7

شهش گفتا همه خشتت بچندست

چنین گفت او که ده خشتت پسندست

8

چو ده خشتت ازین جمله تمامست

چه می‌خواهی دگر جمله حرامست

9

وبال تست اگر خوبی وگر زشت

فزون از ده گزی کرباس وده خشت

10

ز دنیا این دو چیزت هم وثاقست

دگر چون زین گذشتی طم طراقست

11

ترا زین کار اگر سودی رسیدست

جهان انگار تا رودی رسیدست

12

ز نف شوم بگذر با خردساز

بترک ملک گوی و کارِخود ساز

13

چو تو از ملک جز یک دم نداری

بکن کاری که این دم هم نداری

14

چو شه بشنود گفت آن دو تن را

بخاک افکند حالی خویشتن را

15

بسی بگریست تا بی‌خویشتن شد

بآخر کارساز آن دو تن شد

16

بسی زر داد آن دو مهربان را

بشهر آمد بگفت این داستان را

17

چو قسمت این دو چیزست از زمانه

چه خواهی کرد این مردارخانه

18

اگر تو بر فلک بهرامِ زوری

بروز واپسین بهرامِ گوری

19

وگر از پرده رخشانی چو یاقوت

شوی بهرامِ چوبین زیرِ تابوت

20

بترس ای گورخان از گورخانه

که باید خفت، چند آری بهانه

21

بنه رگ راست تا این کوژ رفتار

نگرداند ترا در تو گرفتار

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

مگر محمود می‌شد با سپاهی

ز هامون تا بگردون پایگاهی

عطار»الهی نامه»بخش پانزدهم»(4) حکایت سلطان محمود با آن مرد که همنام او بود

اگلی نظم

حکیمی دید ذوالقرنین در راه

بذوالقرنین گفت آن مردِ درگاه

عطار»الهی نامه»بخش پانزدهم»(6) حکایت حکیم با ذوالقرنین

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور