صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »الهی نامه
  3. »بخش هفتم
  4. »(16) حکایت مؤذّن و سؤال مرد از دیوانه

(16) حکایت مؤذّن و سؤال مرد از دیوانه

شاعر: عطار

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

خوش آوازی ز خیل نیکخواهان

مؤذّن بود در شهر سپاهان

2

در آن شهر از بزرگی گنبدی بود

که سر در گنبد گردنده می‌سود

3

بر آن گنبد شد آن مرد سرافراز

نماز فرض را می‌داد آواز

4

یکی دیوانهٔ می‌رفت در راه

یکی پرسید ازو کای مردِ آگاه

5

چه می‌گوید برین گنبد مؤذّن

جوابش ده تو ای محبوب محسن (؟)

6

که این جوزست از سر تا قدم پوست

که می‌افشاند او بر گنبد ای دوست

7

چو او از صدقِ معنی می‌نجنبد

یقین می‌دان که چون جوزست و گنبد

8

تو همچون جوزی از غفلت که داری

نود نُه نام بر حق می‌شماری

9

چو در تو هیچ نامی را اثر نیست

ز صد کم یک ترا صد یک خبر نیست

10

چو نعمت بر تو نشمرد او هزاران

تو هم مشمر بدو چون صرفه کاران

11

چو نام خویشتن حق بی‌نشان کرد

چه گونه یاد او هرگز توان کرد

12

چو نتوانی ز کنه او نفس زد

نمی‌باید نفس از هیچکس زد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

یکی پرسید ازان مجنونِ غمگین

که از لیلی چه می‌گوئی تو مسکین

عطار»الهی نامه»بخش هفتم»(15) سؤال آن مرد از مجنون در باب لیلی

اگلی نظم

چنین گفته‌ست شیخ مهنه یک روز

که رفتم پیش پیری عالم افروز

عطار»الهی نامه»بخش هفتم»(17) حکایت شیخ ابوسعید رحمةالله علیه

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور