صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »الهی نامه
  3. »بخش چهاردهم
  4. »(7) حکایت آن درویش که آرزوی طوفان کرد

(7) حکایت آن درویش که آرزوی طوفان کرد

شاعر: عطار

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

یکی پرسید ازان گستاخ درگاه

که هان چیست آرزوی تو درین راه

2

چنین گفت او که طوفانیم باید

که خلق این جهان را در رباید

3

نماند از وجود خلق آثار

شود فانی دِیَار و دَیر و دَیّار

4

که تا این خلق در پندار مشغول

شوند از بدعت و از شرک معزول

5

که چون پروای حق یک دم ندارند

همان بهتر که این عالم ندارند

6

بدو گفتند اگر طوفان درآید

جهان بر خلقِ سرگردان سرآید

7

اگر فانی شوند اهل زمانه

تو هم فانی شوی اندر میانه

8

چنین گفت او که طوفان سود ماراست

هلاک خویش اوّل بایدم خواست

9

که این طوفان اگر گردد درستم

هلاک خویشتن باید نخستم

10

بدو گفتند رَو رَو حیلهٔ ساز

تن خود را بدریائی درانداز

11

که تا از هستی خود رسته گردی

مگر با آرزو پیوسته گردی

12

چنین گفت او که بس روشن بوَد آن

که هرچ از من بود چون من بود آن

13

هلاک خود بخود کردن نه نیکوست

مگر عزم هلاک من کند دوست

14

ز معشوق آنچه آید لایق آید

که تاوانست هرچ از عاشق آید

15

اگر معشوق بفروشد وگر نه

ازو زیباست از هر کس دگر نه

16

اگر بفروشدت صد بار دلدار

تو هردم بیشی از جانش خریدار

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

به حربی رفت فاروق و ظفر یافت

وزآن کفّار هر کس را که دریافت

عطار»الهی نامه»بخش چهاردهم»(6) حکایت امیرالمؤمنین عمرخطاب رضی الله عنه با جوان عاشق

اگلی نظم

جوانی سرو بالا بود چون ماه

ز مهر او جهانی گشته گمراه

عطار»الهی نامه»بخش چهاردهم»(8) حکایت پیر عاشق با جوان گازر

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور