صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »الهی نامه
  3. »بخش چهاردهم
  4. »(15)حکایت آن زن که طواف کعبه می‬کرد و مردی که نظر برو کرد

(15)حکایت آن زن که طواف کعبه می‬کرد و مردی که نظر برو کرد

شاعر: عطار

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

یکی عورت طواف خانه می‌کرد

نظر افکند بر رویش یکی مرد

2

زنش گفتا گر اهل رازئی تو

چنین دم کی بمن پردازئی تو

3

ولی آگه نهٔ تو بی سر و پای

که از که بازماندستی چنین جای

4

گر از مردی خود بودی نشانیت

سر زن نیستی اینجا زمانیت

5

تو اینجا از پی سود آمدستی

نه از بهر زیان بود آمدستی

6

تو خود را روزِ بازاری چنین گرم

زیان خواهی؟ نداری از خدا شرم؟

7

خداوند جهان پیوسته ناظر

تو از وی غایب و او بر تو حاضر

8

چو یک یک دم خدا از تست آگاه

چرا چون ماه می‌پیچی سر از راه

9

چو حق با تو بوَد در هر مقامی

مزن جز درحضورش هیچ گامی

10

اگر بی او زنی یک گام در راه

بسی تشویر باید خوردت آنگاه

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

گلیمی بود آن شوریده جان را

بمردی داد تا بفروشد آن را

عطار»الهی نامه»بخش چهاردهم»(14) حکایت دیوانه‌ای که گلیم فروخت

اگلی نظم

مهستی دبیر آن پاک جوهر

مقرَّب بود پیش تختِ سنجر

عطار»الهی نامه»بخش چهاردهم»(16) حکایت مهستی دبیر با سلطان سنجر

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور