صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »الهی نامه
  3. »بخش دهم
  4. »(8) حکایت موسی و مرد عابد

(8) حکایت موسی و مرد عابد

شاعر: عطار

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

یکی عابد نیاسودی ز طاعت

نبودی بی عبادت هیچ ساعت

2

شبانروزی عبادت بود کارش

بسر شد در عبادت روزگارش

3

بموسی وحی آمد از خداوند

که عابد را بگو ای مرد خرسند

4

چه مقصودست از طاعت مدامت

که در دیوان بدبختانست نامت

5

چو موسی آمد و او را خبر کرد

عبادت مرد عابد بیشتر کرد

6

چنان جدی دران کارش بیفزود

که صد کارش بیکبارش بیفزود

7

بدو گفتا چو تو از اشقیائی

چنین مشغول در طاعت چرائی

8

بموسی گفت آن سرگشتهٔ راه

که ای طوطی طور و مرد درگاه

9

چنان پنداشتم من روزگاری

که هیچم من نیم در هیچ کاری

10

چو دانستم که آخر در شمارم

بیک طاعت زیادت شد هزارم

11

چو نامم ز اشقیای او برآمد

همه کاری مرا نیکوتر آمد

12

اگرچه آب در آتش بود آن

ازو هر چیز کآید خوش بود آن

13

هر آن چیزی کزان درگاه آید

چه بد چه نیک زاد راه آید

14

اگر نورم بود از حق وگر نار

خدایست او مرا با بندگی کار

15

نمی‌اندیشم از نزدیک و دورش

که دایم این چنینم در حضورش

16

چو موسی سوی طور آمد دگر بار

خطابش کرد حق از اوج اسرار

17

که چون دیدم که این عابد چنین است

ز سر تا پای او مشغول دینست

18

پسندیدم ازو عهد عبادت

ولی شد در عمل جدش زیادت

19

چو او در بندگی خویش بفزود

خداوندی خدا زو بیش بفزود

20

کنون از نیک بختانش شمردم

ز لوح اشقیا نامش ستردم

21

رسانیدم بصاحب دولتانش

بدو از من کنون مژده رسانش

22

چو تو آگه نهٔ از سر انسان

سر موئی مکن انکار ایشان

23

سری از جهل پر اقرار و انکار

که فردا نقد خواهد شد پدیدار

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

برون شد لیث بوسنجه به بازار

قفائی خورد از ترکی ستمگار

عطار»الهی نامه»بخش دهم»(7) حکایت لیث بوسنجه

اگلی نظم

یکی پیری بخاری بود در راه

مخنث پیشهٔ را دید ناگاه

عطار»الهی نامه»بخش دهم»(9) حکایت پیر بخاری و مخنث

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور