صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »الهی نامه
  3. »بخش دوازدهم
  4. »(9) حکایت ماه و شوق او با آفتاب

(9) حکایت ماه و شوق او با آفتاب

شاعر: عطار

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

قمر گفتا که من در عشق خورشید

جهان پُر نور خواهم کرد جاوید

2

بدو گفتند اگر هستی درین راست

شبانروزی بتگ می‌بایدت خاست

3

که تا در وی رسی و چون رسیدی

درو فانی شوی در ناپدیدی

4

بسوزی آن زمان تحت الشُعاعش

وجودت خفض گردد زارتفاعش

5

چو ازتحت الشعاع آئی پدیدار

شود خلقی جمالت را خریدار

6

بانگشتت بیکدیگر نمایند

بدیدارت نظرها برگشایند

7

چه افتادست تا نوری بیک بار

ز پیش نور می‌آید پدیدار

8

یکی سرگشته فانی گشته بی باک

هویدا شد ز جرم باقی خاک

9

یکی خود سوخته تحت الشعاعی

وصالی یافت بعد از انقطاعی

10

شب دو گفته با چندان جمالش

مدد گیرد ز نقصان هلالش

11

چو این شب خویش آراید یقینست

بدو کس ننگرد کو خویش بینست

12

ولی هر گه که بینی چون خلالش

درو بینند یعنی در هلالش

13

تو تا هستی خود در پیش داری

بلای جاودان با خویش داری

14

ز چرک شرکت آنگه دل بگیرد

که دل در بیخودی منزل بگیرد

15

زشیر شرک اگر خویت شود باز

بلوغت افتد از توحید آغاز

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ایاز سیمبر در خواب خوش بود

دلش چون دیده یک ساعت بیاسود

عطار»الهی نامه»بخش دوازدهم»(8) حکایت ایاز با سلطان

اگلی نظم

شبی در خواب دید آن مرد بیدار

که ناگه بایزید آمد پدیدار

عطار»الهی نامه»بخش دوازدهم»(10) حکایت بایزید با آن مرد سائل که او را در خواب دید

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور