صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »الهی نامه
  3. »بخش هفتم
  4. »(2) حکایت ابرهیم علیه السلام با نمرود

(2) حکایت ابرهیم علیه السلام با نمرود

شاعر: عطار

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

مگر نمرود را چون هشتصد سال

برآمد تیره شد حالی بر او حال

2

اگرچه از تکبّر پیل‌تن بود

ولی یک پشّه او را راه‌زن بود

3

یقینش شد که چون انکار کرده‌ست

خدای این پشه را بر کار کرده‌ست

4

به ابرهیم گفت او که‌آشکار‌ست

که اکنون گنج من بیش از هزار‌ست

5

همه پُر زرِّ سرخ است و جواهر

به تو بخشم‌، دعایی گوی آخر‌!

6

که تا از فضل و رحمت حق تعالی

دهد از نور ایمانم کمالی

7

خلیل آنجا نهادش روی بر خاک

زبان بگشاد کای دارندهٔ پاک

8

ز دل برگیر قفل این بی‌خبر را

بجنبان سلسله‌، بگشای در را

9

به ایمان تازه‌گردان جان مستش

به فضل خود ممیران بت‌پرستش

10

خطاب آمد ز حضرت کای پیمبر

تو فارغ شو ازو و رنج کم بر

11

که ما را نیست ایمان بهایی

که هست این گوهر‌ِ ایمان عطایی

12

که چون خواهیم فرمانی درآید

ز ترسایی مسلمانی برآید

13

بزرگانی که استغناش دیدند

نه شب خفتند و نه روز آرمیدند

14

چو کور از نقطهٔ اسرار بودند

همه سرگشته چون پرگار بودند

15

چو کس را از دم آخر خبر نیست

ازان دم حصّه جز خوف و خطر نیست

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ز عیسی آن یکی درخواست یک روز

که نام مهتر حقّم درآموز

عطار»الهی نامه»بخش هفتم»(1) حکایت عیسی علیه السلام با آن مرد که اسم اعظم خواست

اگلی نظم

یکی ترسا میان بسته به‌زنّار

به پیش بایزید آمد ز بازار

عطار»الهی نامه»بخش هفتم»(3) حکایت مرد ترسا و شیخ بایزید

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور