صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »الهی نامه
  3. »بخش هفتم
  4. »(1) حکایت عیسی علیه السلام با آن مرد که اسم اعظم خواست

(1) حکایت عیسی علیه السلام با آن مرد که اسم اعظم خواست

شاعر: عطار

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

ز عیسی آن یکی درخواست یک روز

که نام مهتر حقّم درآموز

2

مسیحش گفت تو این را نشائی

چه خواهی آنچه با آن برنیائی

3

بسی آن مرد سوگندانش برداد

که می‌باید ازین نامم خبر داد

4

چو نام مهترش آخر در آموخت

دلش چون شمع ازان شادی برافروخت

5

مگر آن مرد روزی در بیابان

گذر می‌کرد چون بادی شتابان

6

میان ره گوی پر استخوان دید

تفکّر کرد و آنجا روی آن دید

7

که ازنام مهین جوید نشانی

کند از کهترین وجه امتحانی

8

بدان نام از خدای خویش درخواست

که تا زنده کند آن استخوان راست

9

چو گفت آن نام حالی استخوان زود

بهم پیوست و پیدا کرد جان زود

10

پدید آمد یکی شیر از میانه

که آتش می‌زد از چشمش زبانه

11

بزد یک پنچه و آن مرد را کُشت

شکست از پنجهٔ او مرد را پُشت

12

بخورد آنگه بزاری در زمانش

میان ره رها کرد استخوانش

13

هم آنجا کاستخوان شیر نر بود

شد آن گَو ز استخوان مرد پُر زود

14

چو بشنید این سخن عیسی بر آشفت

زبان بگشاد با یاران چنین گفت

15

که آنچ آنرا کسی نبوَد سزاوار

ز حق خواهد نباشد حق روادار

16

ز حق نتوان همه چیز نکو خواست

که جز بر قدرِ خود نتوان ازو خواست

17

تو گر شایستگی باخویش داری

هر آن چیزی که خواهی بیش داری

18

چه گر کار تو زاری و دعا است

ولیکن کار او محض عطا است

19

چه علّت در میان آری پدیدار

که خود بخشد اگر باشد خریدار

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

پدر گفتش که چیزی بایدت خواست

که آن در حضرت عزت بود راست

عطار»الهی نامه»بخش هفتم»جواب پدر

اگلی نظم

مگر نمرود را چون هشتصد سال

برآمد تیره شد حالی بر او حال

عطار»الهی نامه»بخش هفتم»(2) حکایت ابرهیم علیه السلام با نمرود

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور