صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »الهی نامه
  3. »بخش سوم
  4. »(9) سؤال کردن آن درویش از مجنون که سال عمر تو چندست

(9) سؤال کردن آن درویش از مجنون که سال عمر تو چندست

شاعر: عطار

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

مگر پرسید درویشی ز مجنون

که چندست ای پسر سن تو اکنون

2

جوابش داد آن شوریده احوال

که سن من هزارست و چهل سال

3

بدو گفتا چه می‌گوئی تو غافل

مگر دیوانه‌تر گشتی تو جاهل

4

پس او گفتا بسی سر وقت بودست

که لیلی یک نفس رویم نمودست

5

چل عمر منست و این زیانست

ولی عمر هزاران آن زمانست

6

چو این چل سال من با خویش بودم

ز نقد عمر خود درویش بودم

7

ولی آن یک زمان سالی هزارست

که با لیلی مرا خود بی‌شمارست

8

هزاران سال یک دم باشد آنجا

چه می‌گویم کزین کم باشد آنجا

9

چو دریابد وجود بی‌نهایت

دو عالم را عدم ماند ولایت

10

ببین ای دوست تا این چه وجودست

که یک یک ذره آن را در سجودست

11

وجودست آنکه نه بیش ونه کم شد

درو خواهد همه چیزی عدم شد

12

زهی عالی وجودی کین وجودات

درو معدوم خواهد شد بلذّات

13

چو مرد آنجایگه نابود گردد

زیانش جمله آنجا سود گردد

14

اگر دست آورد خلق جهانی

یکی بر دامنش نرسد زمانی

15

چو نه این کس بود نه دامن او

که گردد یک زمان پیرامن او

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چنین نقلست در اخبار کان روز

که برخیزد قیامت وان همه سوز

عطار»الهی نامه»بخش سوم»(8) حکایت جوان صاحب معرفت وبهشت و لقای حق تعالی

اگلی نظم

یکی پرسید ازان مجنون که تب داشت

که تب می‌گیردت مجنون عجب داشت

عطار»الهی نامه»بخش سوم»(10) حکایت آن مجنون که تب داشت

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور