صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »الهی نامه
  3. »بخش سوم
  4. »(8) حکایت جوان صاحب معرفت وبهشت و لقای حق تعالی

(8) حکایت جوان صاحب معرفت وبهشت و لقای حق تعالی

شاعر: عطار

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

چنین نقلست در اخبار کان روز

که برخیزد قیامت وان همه سوز

2

جوانی در میان آید مزیَّن

بگرد او هزاران مقرعه زن

3

زهر سو راه می‌جویند آنگاه

جهانی می‌دهند از بهر او راه

4

بخازن پس خطاب آید ز جبّار

که او را در فلان قصری فرود آر

5

دران قصرش فرود آرند دلشاد

همه حوران ز شوق او بفریاد

6

دریچه باشد آن قصر نکو را

هزار و دو هزار از هر سو او را

7

بهر درکان جوان می‌بنگرد راست

خدای خویش را بیند که آنجاست

8

هزاران درگشاید هر زمانی

زهر دو ظاهرش گردد جهانی

9

ولی در هر جهان از مرد و زن او

نه بیند جز خدای خویشتن او

10

دوعالم را تمّنای وصالست

ولیک آن جمله سودای محالست

11

نه هر کس را رسد بوئی از آنجا

نه هر چوگان زند گوئی از آنجا

12

دلی باید ز حق ترسان و بریان

زبانی از رهش پُرسان و ترسان

13

ترا گر با توئی آنست پیشه

که می‌ترسی و می‌پُرسی همیشه

14

نهادت جمله این اندیشه گیرد

همه شهر دلت این پیشه گیرد

15

که تا یک لحظه بوی آن توان برد

ولیکن از مشام جان توان برد

16

ترا عمر حقیقی آن زمانست

که جانت در حضور دلستانست

17

وگر عمر تو بیرون زین حسابست

بهر دم در حسابت صد حجابست

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چنین خواندم که در محشر جوانی

درآید وز خدا خواهد امانی

عطار»الهی نامه»بخش سوم»(7) حکایت جوان گناه کار و ملایکۀ عذاب که برو موکّلند

اگلی نظم

مگر پرسید درویشی ز مجنون

که چندست ای پسر سن تو اکنون

عطار»الهی نامه»بخش سوم»(9) سؤال کردن آن درویش از مجنون که سال عمر تو چندست

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور