صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »الهی نامه
  3. »بخش یازدهم
  4. »(8) حکایت عبدالله مبارک با غلام

(8) حکایت عبدالله مبارک با غلام

شاعر: عطار

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

مگر ابن المبارک بامدادی

بره می‌رفت برفی بود و بادی

2

غلامی دید یک پیراهن او را

که می‌لرزید از سرما تن او را

3

بدو گفتا چرا با خواجه این راز

نگوئی تا ترا جامه کند ساز

4

غلامک گفت من با خواجهٔ خویش

چه گویم چون مرا بیند کم و پیش

5

چو او می‌بیندم روشن چه گویم

چو او به داند از من من چه جویم

6

چو بشنید این سخن ابن المبارک

برآمد آتش از جانش بتارک

7

بزد یک نعره و بیهوش افتاد

چنان گویا کسی خاموش افتاد

8

زبان بگشاد چون با خویش آمد

که ما را رهبری در پیش آمد

9

الا ای راه بینان حقیقت

درآموزید ازین هندو طریقت

10

که می‌داند که در هر سینهٔ چیست

ز چندین خلق داغش بر دل کیست

11

دلی کز داغ او آگاه گردد

رهش در یک نفس کوتاه گردد

12

که هر دل را که از داغش نشانست

بیک دم پای کوبان جان فشانست

13

چنان کان حبشی ازداغش خبر یافت

بیک دم عمر ضایع کرده دریافت

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

بکاری بایزید عالم افروز

بصرّافان گذر می‌کرد یک روز

عطار»الهی نامه»بخش یازدهم»(7) حکایت شیخ بایزید و آن قلّاش که او را حدّ می‬زدند

اگلی نظم

یکی حبشی بر پیغامبر آمد

که تَوبه می‌کنم وقتش درآمد

عطار»الهی نامه»بخش یازدهم»(9) حکایت حبشی که پیش پیغامبر آمد

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور