صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »الهی نامه
  3. »بخش دوم
  4. »(3) حکایت سلیمان داود علیهما السلام با مور عاشق

(3) حکایت سلیمان داود علیهما السلام با مور عاشق

شاعر: عطار

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

سلیمان با چنان کاری و باری

به خیلی مور بگذشت از کناری

22

همه موران به خدمت پیش رفتند

به یک ساعت هزاران بیش رفتند

33

مگر موری نیامد پیش زودش

که تلی خاک پیش خانه بودش

44

چو باد آن مور یک یک ذرّهٔ خاک

برون می‌برد تا آن تل شود پاک

55

سلیمانش بخواند و گفت ای مور

چو می‌بینم ترا بی‌طاقت و زور

66

اگر تو عمر نوح و صبر ایّوب

به دست آری نگردد کار تو خوب

77

به بازوی چو تو کس نیست این کار

ز تو این تل نگردد ناپدیدار

88

زبان بگشاد مور و گفت ای شاه

به همت می‌توان رفتن درین راه

99

تو منگر در نهاد و نبیت من

نگه کن در کمال همت من

1010

یکی مورست کز من ناپدیدست

به دام عشق خویشم در کشیده‌ست

1111

به من گفته‌ست گر تو این تل خاک

ازینجا بفگنی و ره کنی پاک

1212

من این خرسنگ هجران تو از راه

براندازم نشینم با تو آنگاه

1313

کنون این کار را بسته میانم

بجز این خاک بردن می‌ندانم

1414

اگر این خاک گردد ناپدیدار

توانم گشت وصلش را خریدار

1515

وگر از من برآید جان درین باب

نباشم مدّعی باری و کذّاب

1616

عزیزا عشق از موری بیاموز

چنین بینائی از کوری بیاموز

1717

کلیم مور اگرچه بس سیاهست

ولیکن از کرداران راهست

1818

به چشم خرد منگر سوی موری

که او را نیز در دل هست شوری

1919

درین ره می‌ندانم کین چه حالست

که شیری را ز موری گوشمالست

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

یکی علوی یکی عالم یکی حیز

بسوی روم می‌بردند هر چیز

عطار»الهی نامه»بخش دوم»(2) حکایت علوی وعالم ومخنّث که در روم اسیر شدند

اگلی نظم

علی می‌رفت روزی گرمگاهی

رسید آسیب او بر مور راهی

عطار»الهی نامه»بخش دوم»(4) حکایت امیرالمؤمنین علی کرم الله وجهه بامور

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور