صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »الهی نامه
  3. »بخش دوم
  4. »(2) حکایت علوی وعالم ومخنّث که در روم اسیر شدند

(2) حکایت علوی وعالم ومخنّث که در روم اسیر شدند

شاعر: عطار

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

یکی علوی یکی عالم یکی حیز

بسوی روم می‌بردند هر چیز

22

گرفتند این سه تن را کافران راه

بخواری پیش بت بردند ناگاه

33

بدان هر سه چنین گفتند کُفّار

که بت را سجده باید کرد ناچار

44

وگرنه هر سه تن را خون بریزیم

امان ندهیم بل کاکنون بریزیم

55

بدان کفّار گفتند آن سه اُستاد

که ما را یک شبی باید امان داد

66

که خواهیم امشبی اندیشه کردن

که شاید بت پرستی پیشه کردن

77

امان دادند یک شب آن سه تن را

که تا بینند هر یک خویشتن را

88

زبان بگشاد علوی گفت ناچار

به پیش بت بباید بست زنّار

99

که از جدم تمامست استطاعت

کند در حقّ من فردا شفاعت

1010

زبان بگشاد عالم گفت من نیز

نیارم گفت ترک جان و تن نیز

1111

که گر بت را نهم سر بر زمین من

برانگیزم شفیع از علم دین من

1212

مخنّث گفت من گمراه ماندم

که بی‌عون شفاعت خواه ماندم

1313

شما را چون شفیعیست و مرا نیست

ز من این سجده کردن پس روا نیست

1414

چو شمعی گر بُرندم سر چه باکست

نیارم سجدهٔ بت کان هلاکست

1515

نیارم سر به پیش بت فرو خاک

ورم خود سر زتن بُرّند بی باک

1616

چو جان آن هر دو را درخورد آمد

چنین جائی مخنّث مرد آمد

1717

عجب کارا که وقت آزمایش

مخنّث راست در مردی ستایش

1818

چو قارونان درین ره عور آیند

هزبران در پناه مور آیند

1919

ز حیزی گر کمی در عشق دلخواه

نهٔ آخر ز موری کم درین راه

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

شهی را سیمبر شهزاده‌ای بود

ز زلفش مه به دام افتاده‌ای بود

عطار»الهی نامه»بخش دوم»(1) حکایت آن زن که بر شهزاده عاشق شد

اگلی نظم

سلیمان با چنان کاری و باری

به خیلی مور بگذشت از کناری

عطار»الهی نامه»بخش دوم»(3) حکایت سلیمان داود علیهما السلام با مور عاشق

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور