عطار»الهی نامه»بخش نوزدهم»(8) حکایت یحیی معاذ رازی(8) حکایت یحیی معاذ رازیشاعر: عطاروزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)صنف: مثنویآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںمگر یحیی معاذ آن مردِ محرمبراهی بر دهی بگذشت خرّم2نقل کریںیکی گفتش که هست این ده دهی خوشزبان بگشاد یحیی همچو آتش3نقل کریںکزین خوشتر دل مردیست بالغکه هست او از ده خوش سخت فارغ◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچنین کردند اصحاب ولایتز لفظ جعفر صادق روایتعطار»الهی نامه»بخش نوزدهم»(7) گفتار جعفر صادقاگلی نظمیکی پرسید ازان دانای فتویکه چه بهتر بوَد از مالِ دنییعطار»الهی نامه»بخش نوزدهم»(9) حکایت در ذمّ دنیاماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمیکی پرسید ازان دانای فتویکه چه بهتر بوَد از مالِ دنییعطار»الهی نامه»بخش نوزدهم»(9) حکایت در ذمّ دنیا