صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »الهی نامه
  3. »بخش یازدهم
  4. »(5) حکایت شبلی با سائل رحمه الله

(5) حکایت شبلی با سائل رحمه الله

شاعر: عطار

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

مگر شبلی به‌مجلس بود یک روز

یکی پرسید ازو کای عالم‌افروز

2

بگو تا کیست عارف‌؟ گفت آنست

که گر در پیش او هر دو جهان است

3

به یک موی مژه برگیرد از جای

که عارف آورد هم بیش ازین پای

4

یکی پرسید ازو روزی دگربار

که عارف کیست ای استاد اسرار‌؟

5

چنین گفت او که عارف ناتوانی

که نارد تاب این دنیا زمانی

6

یکی برجَست و گفت ای عالم‌افروز

تو عارف را چنین گفتی فلان روز

7

کنون امروز می‌گویی چنین تو

تناقض می‌نهی در راه دین تو

8

جوابی داد شبلی روشن آن روز

که ای سائل نبودم من من آن روز

9

ولی چون من منم امروز عاشق

ازین بهتر جوابت نیست صادق

10

هر آنکو یک جهت بیند جمالی

نباشد دیدن او را کمالی

11

بباید دید نیکی و بدی هم

مقامات خودی و بی‌خودی هم

12

ولی چون آن همه پیوسته بینی

بد و نیکش همه در بسته بینی

13

اگر بینی بدی نیکو بوَد آن

برای آنکه آن از او بوَد آن

14

ز معشوقت مبین عضوی بُریده

به‌هم پیوسته بین چون اهلِ دیده

15

ز یک عضوش مشو از دست زنهار

که هفت اندام باید دید هموار

16

که چون هم خانه و هم سقف بینی

جهانی عشق بر خود وقف بینی

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

حسن می‌شد حسینش بود همبر

بجیحون چون رسیدند آن دو سرور

عطار»الهی نامه»بخش یازدهم»(4) حکایت حسن و حسین رضی الله عنهما

اگلی نظم

مگر روزی ایاز سیم اندام

چو جانها سوخت تنها شد بحمّام

عطار»الهی نامه»بخش یازدهم»(6) حکایت سلطان محمود با ایاز در گرمابه

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور