صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »الهی نامه
  3. »بخش سیزدهم
  4. »(15) حکایت زنبور با مور

(15) حکایت زنبور با مور

شاعر: عطار

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

یکی زنبور می‌آمد ز خانه

بغایت بیقرار و شادمانه

2

مگر موری چنان دلشاد دیدش

ز حکم بندگی آزاد دیدش

3

بدو گفتا چرا شادی چنین تو

که از شادی نگنجی در زمین تو

4

جوابش داد آن زنبور کای مور

چرا نبوَد ز شادی در دلم شور

5

که هر جائی که می‌باید نشینم

زهر خوردی که می‌خواهم گزینم

6

بکام خویش می‌گردم جهانی

چرا اندوهگین باشم زمانی

7

بگفت این پاسخ و چون تیرِ پرتاب

روان شد تا یکی دکّان قصاب

8

مگر از گوشت آنجا شهلهٔ بود

در آن زنبور در زد نیش را زود

9

همی زد از قضا قصّاب ساطور

ز زخم او دو نیمه گشت زنبور

10

بخاک افتاد حالی تا خبر داشت

درآمدمور ازو یک نیمه برداشت

11

بزاری می‌کشیدش خوار در راه

زبان برداشته می‌گفت آنگاه

12

که هر کو آن خورد کو را بوَد رای

نشیند بر مراد خویش هرجای

13

همه آنچش نباید دید ناکام

همه همچون تو آن بیند سرانجام

14

کسی کو بر مراد خود کند زیست

چو تو میرد ببین تا آخرت چیست

15

چو گام از حدِّ خود بیرون نهادی

بنادانی قدم در خون نهادی

16

غرور و کبر کم باید گرفتن

ره خُلق و کرم باید گرفتن

17

کم از یک جَو مر او را زورِ بازوست

که وزن کوه قافش در ترازوست

18

کم آزاری گزین و بُردباری

کزین نزدیکتر راهی نداری

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چنین گفته‌ست شعبی مردِ درگاه

که شخصی صعوهٔ بگرفت در راه

عطار»الهی نامه»بخش سیزدهم»(14) حکایت شعبی و آن مرد که صعوۀ گرفته بود

اگلی نظم

چنین نقلست از سلمان که یک روز

نشسته بود صدر عالم افروز

عطار»الهی نامه»بخش سیزدهم»(16) حکایت پیغامبر و کنیزک حبشی

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور