صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »الهی نامه
  3. »بخش سوم
  4. »(4) حکایت پیر که پسر صاحب جمال داشت

(4) حکایت پیر که پسر صاحب جمال داشت

شاعر: عطار

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

یکی پیری چو ماهی یک پسر داشت

که با روی نکو خُلق و هنر داشت

2

پدر کو را چنان پنداشته بود

حساب از وی بسی برداشته بود

3

به آخر مرد و جان آن پدر سوخت

چه می‌گویم جگر کو صد جگر سوخت

4

پدر بی‌خود پی تابوت می‌شد

که هم حیران و هم مبهوت می‌شد

5

چو خاک افشاند بسیار و فغان کرد

دلی پُر درد سر بر آسمان کرد

6

چنین گفت ای که پیوندت نبودست

تو معذوری که فرزندت نبودست

7

فراغت داری از درد من آنگه

که هستی از پس پرده منزّه

8

گر استغفار بی پایان ندیدی

حدیث کلبهٔ احزان شنیدی

9

پسر را چاه و زندانست آنجا

پدر را بیت الاحزانست اینجا

10

اگر همچون تو پیوندش نبودی

نبودی شک که مانندش نبودی

11

پسر را با پدر چل سال پیوست

چرا سعی بدو ندهد دمی دست

12

اگر خطّی بود آن جز خطا نیست

وگر حرفی بوَد آن هم روا نیست

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

یکی ترسای تاجر بود پر سیم

که او را خواجگی بودی در اقلیم

عطار»الهی نامه»بخش سوم»(3) حکایت ترسا بچه

اگلی نظم

چو یعقوب و چو یوسف آن دو دلدار

بهم دیگر رسیدند آخر کار

عطار»الهی نامه»بخش سوم»(5) حکایت یعقوب و یوسف علیهما السلام

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور