صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »الهی نامه
  3. »بخش دوم
  4. »(5) حکایت نوشروان عادل با پیر بازیار

(5) حکایت نوشروان عادل با پیر بازیار

شاعر: عطار

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

فرس می‌راند نوشروان چو تیری

به ره در، چون کمانی دید پیری

2

درختی چند می‌بنشاند آن پیر

شهش گفتا چو کردی موی چون شیر

3

چو روزی چند را باقی نمانی

درخت اینجا چرا در می نشانی

4

بشاه آن پیر گفتا حجتت بس

چو کشتند از برای ما بسی کس

5

که تا امروز ازینجا بهره داریم

برای دیگران ما هم بکاریم

6

بوسع خود بباید رفت گامی

که در هر گام می‌باید نظامی

7

خوش آمد شاه را گفتار آن پیر

کفی پر کرد زر گفتا که این گیر

8

بدو آن پیر گفت ای شاه پیروز

درخت من ببار آمد هم امروز

9

چه گر شد عمر من افزون ز هفتاد

ازین کِشتم تو دانی بد نیفتاد

10

نداد این کِشت ده سال انتظارم

که هم امروز زر آورد بارم

11

چو شه را خوشتر آمد این جوابش

زمین وده بدو بخشید و آبش

12

ترا امروز باید کرد کاری

که بی‌کارت نخواهد بود باری

13

قدم در راه دین باید نهادن

رعونت بر زمین باید نهادن

14

اگر مردی محاسن همچو مردان

طهارت جای را جاروب گردان

15

نداری شرم با این زورِ بازو

نهادن سنگِ خود را در ترازو

16

تو کم باشی ز سگ بشنو سخن را

گر از سگ بیش دانی خویشتن را

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

علی می‌رفت روزی گرمگاهی

رسید آسیب او بر مور راهی

عطار»الهی نامه»بخش دوم»(4) حکایت امیرالمؤمنین علی کرم الله وجهه بامور

اگلی نظم

یکی از خواجهٔ جُندی بپرسید

که تو به یا سگی وز کس نترسید

عطار»الهی نامه»بخش دوم»(6) حکایت خواجۀ جندی با سگ

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور