صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »الهی نامه
  3. »بخش دهم
  4. »(5) حکایت رابعه رحمها الله

(5) حکایت رابعه رحمها الله

شاعر: عطار

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

مگر چون رابعه صاحب مقامی

نخورده بود یک هفته طعامی

22

در آن یک هفته هیچ از پای ننشست

صلوة و صوم بودش کار پیوست

33

چو جوع افتادگی در پایش آورد

شکستی سخت در اعضایش آورد

44

یکی مستوره بودش در حوالی

طعامش کاسه‌ای آورد حالی

55

مگر شد رابعه در درد و داغی

که تا در گیرد از جایی چراغی

66

چو باز آمد مگر یک گربه ناگاه

فکنده بود پست آن کاسه در راه

77

دگر باره برفت از بهر کوزه

که تا بگشاید آن دل‌تنگ روزه

88

بیفتاد آن زمانش کوزه از دست

جگر تشنه بماند و کوزه بشکست

99

ز دل آهی برآورد آن جگر سوز

که گفتی گشت عالم آتش‌افروز

1010

به صد سرگشتگی می‌گفت الهی

ازین بیچارهٔ مسکین چه خواهی‌؟

1111

فکندی در پریشانی مرا تو

به خون در چند گردانی مرا تو‌؟

1212

خطاب آمد که گر این لحظه خواهی

به تو بخشم من از مه تا به ماهی

1313

ولی اندوه چندین سالهٔ خویش

ز دل بیرون بریمت‌، این بیندیش

1414

که اندوه من و دنیای محتال

نیاید جمع در یک دل به صد سال

1515

گرت اندوه ما باید همیشه

مدامت ترک دنیا باد پیشه

1616

ترا تا هست این‌، یک روی آن نیست

که اندوه الهی رایگان نیست

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

زنان مصطفی یک روز با هم

بپرسیدند ازو کای صدر عالم

عطار»الهی نامه»بخش دهم»(4) حکایت زنان پیغامبر

اگلی نظم

مگر شوریده دل بهلول بغداد

ز دست کودکان آمد بفریاد

عطار»الهی نامه»بخش دهم»(6) حکایت بهلول

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور