صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »الهی نامه
  3. »بخش دهم
  4. »(5) حکایت رابعه رحمها الله

(5) حکایت رابعه رحمها الله

شاعر: عطار

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

مگر چون رابعه صاحب مقامی

نخورده بود یک هفته طعامی

2

در آن یک هفته هیچ از پای ننشست

صلوة و صوم بودش کار پیوست

3

چو جوع افتادگی در پایش آورد

شکستی سخت در اعضایش آورد

4

یکی مستوره بودش در حوالی

طعامش کاسه‌ای آورد حالی

5

مگر شد رابعه در درد و داغی

که تا در گیرد از جایی چراغی

6

چو باز آمد مگر یک گربه ناگاه

فکنده بود پست آن کاسه در راه

7

دگر باره برفت از بهر کوزه

که تا بگشاید آن دل‌تنگ روزه

8

بیفتاد آن زمانش کوزه از دست

جگر تشنه بماند و کوزه بشکست

9

ز دل آهی برآورد آن جگر سوز

که گفتی گشت عالم آتش‌افروز

10

به صد سرگشتگی می‌گفت الهی

ازین بیچارهٔ مسکین چه خواهی‌؟

11

فکندی در پریشانی مرا تو

به خون در چند گردانی مرا تو‌؟

12

خطاب آمد که گر این لحظه خواهی

به تو بخشم من از مه تا به ماهی

13

ولی اندوه چندین سالهٔ خویش

ز دل بیرون بریمت‌، این بیندیش

14

که اندوه من و دنیای محتال

نیاید جمع در یک دل به صد سال

15

گرت اندوه ما باید همیشه

مدامت ترک دنیا باد پیشه

16

ترا تا هست این‌، یک روی آن نیست

که اندوه الهی رایگان نیست

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

زنان مصطفی یک روز با هم

بپرسیدند ازو کای صدر عالم

عطار»الهی نامه»بخش دهم»(4) حکایت زنان پیغامبر

اگلی نظم

مگر شوریده دل بهلول بغداد

ز دست کودکان آمد بفریاد

عطار»الهی نامه»بخش دهم»(6) حکایت بهلول

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور