صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »الهی نامه
  3. »بخش دهم
  4. »(4) حکایت زنان پیغامبر

(4) حکایت زنان پیغامبر

شاعر: عطار

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

زنان مصطفی یک روز با هم

بپرسیدند ازو کای صدر عالم

2

کرا داری تو از ما بیشتر دوست

اگر با ما بگوئی حال نیکوست

3

پیمبر گفت ای قوم دلفروز

شما را صبر باید کرد امروز

4

که تا فردا بگویم آنچه دانم

جواب جمله بدهم گر توانم

5

چو شب شد همچو روز هجر تاریک

جدا زان هر یکی را خواند نزدیک

6

نهانی هر زنی را خاتمی داد

همی از بهر حاجت مرهمی داد

7

ز هر یک حجتی بستد که یک دم

نگوید با زن دیگر زخاتم

8

پس پرده نهان می‌دارد آن راز

نبگذارد برون از پرده آواز

9

بآخر چون درآمد روز دیگر

رسیدند آن زنان پیش پیمبر

10

بپرسیدند ازان پاسخ دگر بار

زبان بگشاد پیغمبر بگفتار

11

که آن را دوست تر دارم ز عالم

که او را داده‌ام در خفیه خاتم

12

زنان چون این سخن از وی شنودند

همه پنهان ز هم شادی نمودند

13

نگه کردند در یکدیگر آنگاه

ازان سِر کس نبود البته آگاه

14

جدا هر یک ز سر آن خبر داشت

ولی با عایشه کاری دگر داشت

15

اگر دل خواهدت ای مرد ناچار

که کاری باشدت در پرده زنهار

16

نواله از جگر کن شاد می‌باش

ولی درخون دل آزاد می‌باش

17

که تا تو خون ننوشی در جدائی

نیابی ره بسر آشنائی

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چنین گفتند کان مدت که ارواح

درو بود آفریده پیش از اشباح

عطار»الهی نامه»بخش دهم»(3) حکایت در حال ارواح پیش از آفریدن اجسام

اگلی نظم

مگر چون رابعه صاحب مقامی

نخورده بود یک هفته طعامی

عطار»الهی نامه»بخش دهم»(5) حکایت رابعه رحمها الله

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور