صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »الهی نامه
  3. »بخش هجدهم
  4. »(10) حکایت شیخ ابوسعید با قمار باز

(10) حکایت شیخ ابوسعید با قمار باز

شاعر: عطار

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

بصحرا رفت شیخ مهنه ناگاه

گروهی گرم رَو را دید در راه

2

که می‌رفتند بر یک شیوه یک جای

ازار پای چرمین کرده در پای

3

یکی را شاد بر گردن گرفته

بسی رندانش پیرامن گرفته

4

مگر پرسید آن شیخ زمانه

که کیست این مرد، گفتند ای یگانه

5

امیر جملهٔ اهل قمارست

که او در پیشهٔ خود مردِ کارست

6

ازو پرسید شیخ عالم افروز

که از چه یافتی این میری امروز

7

جوابش داد رند نانمازی

که من این یافتم از پاک بازی

8

بزد یک نعره شیخ و گفت دانی

که دارد پاک بازی را نشانی

9

امیرست و سرافراز جهانست

که کژبازی بلای ناگهانست

10

همه شیران که مرد راه بودند

جهان عشق را روباه بودند

11

بهُش رَو، نیک بنگر، با خبر باش

بلا می‌بارد اینجا، بر حذر باش

12

اگر داری سر گردن نهادن

برای جان فشانی تن نهادن

13

مسلَّم باشدت این پاک بازی

وگر نه ناقصی و نانمازی

14

اگر چون پاک بازان میکنی کار

چو عیسی سوزنی با خود بمگذار

15

اگر جز سوزنی با تو بهم نیست

جز آن سوزن حجابت بیش و کم نیست

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

مگر محمود با اعزاز می‌شد

بره مردی دوالک باز می‌شد

عطار»الهی نامه»بخش هجدهم»(9) حکایت سلطان محمود با مرد دوالک باز

اگلی نظم

مگر یک روز مجنون فرصتی یافت

بر لیلی نشستن رخصتی یافت

عطار»الهی نامه»بخش هجدهم»(11) حکایت مجنون و لیلی

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور