صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »الهی نامه
  3. »بخش پنجم
  4. »(8) سؤال مرد درویش از جعفر صادق

(8) سؤال مرد درویش از جعفر صادق

شاعر: عطار

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

مگر پرسید آن درویش حالی

به صدق از جعفر صادق سؤالی

2

که از چیست این همه کارت شب و روز

جوابش داد آن شمع دلفروز

3

که چون کارم یکی دیگر نمی‌کرد

کسی روزی من چون من نمی‌خورد

4

چو کار من مرا بایست کردن

فکندم کاهلی کردن ز گردن

5

چو رزق من مرا افتاد ز آغاز

مرا نه حرص باقی ماند و نه آز

6

چو مرگ من مرا افتاد ناکام

برای مرگ خود برداشتم گام

7

چو در مردم وفائی می‌ندیدم

به جان و دل وفای حق گزیدم

8

جزین چیزی که می‌پنداشتم من

چو می‌پنداشتم بگذاشتم من

9

نمی‌دانم که تو با خود بس آئی

ز چندین تفرقه کی واپس آئی

10

سه پهلوست آرزوهای من و تو

تو می‌خواهی که گردد چار پهلو

11

چو کعبه یک جهت شو گر ز مائی

به سان کعبتین آخر چرائی

12

تو را نه بهر بازی آفریدند

ز بهر سرفرازی آفریدند

13

مده از دست عمر خویش زنهار

مخور بر عمر خود زین بیش زنهار

14

نمی‌دانی که هر شب صبح بشتافت

تو را در خواب جیب عمر بشکافت

15

ازان ترسم که چون بیدار گردی

نبینی هیچ نقد و خوار گردی

16

همه کار تو بازی می‌نماید

نمازت نانمازی می‌نماید

17

نمازی کان به غفلت کردهٔ تو

بهای آن نیابی گِردهٔ تو

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

یکی گبری که بودی پیر نامش

که جِدّی بود در گبری تمامش

عطار»الهی نامه»بخش پنجم»(7) حکایت گبر که پُل ساخت

اگلی نظم

یکی مجنون که رفتی در ملامت

بدو گفتند فردای قیامت

عطار»الهی نامه»بخش پنجم»(9) گفتار آن مجنون در نمازی که یک نان نیرزد

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور