عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 308غزل شمارهٔ 308شاعر: عطاروزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)قافیہ: انمیکندہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںعشق توام داغ چنان میکندکآتش سوزنده فغان میکند2نقل کریںبر دل من چون دل آتش بسوختبر سر من اشکفشان میکند3نقل کریںدرنگر آخر که ز سوز دلمچون دل آتش خفقان میکند4نقل کریںعشق تو بیرحمتر از آتش استکآتشم از عشق ضمان میکند5نقل کریںآتش سوزنده به جز تن نسوختعشق تو آهنگ به جان میکند6نقل کریںهر که ز زلف تو کشد سر چو مویزلف تواش موی کشان میکند7نقل کریںآنچه که جستند همه اهل دلمردم چشم تو عیان میکند8نقل کریںوآنچه که صد سال کند رستمیزلف تو در نیم زمان میکند9نقل کریںچون نزند چشم خوشت تیر چرخکابروی تو چرخ کمان میکند10نقل کریںگر همه خورشید سبکرو بودپیش رخت سایه گران میکند11نقل کریںهر که کند وصف دهانت که نیستهست یقین کان به گمان میکند12نقل کریںخط تو چون مهر نبوت به نسخختم همه حسن جهان میکند13نقل کریںچون ز پی خضر همه سبز رستخط تو زان قصد نشان میکند14نقل کریںچشمهٔ خضر است دهانت به حکمخط تو سرسبزی از آن میکند15نقل کریںپسته وآن فستقی مغز اودعوی آن خط و دهان میکند16نقل کریںبی خبری دی خط تو دید و گفتبرگ گل از سبزه نهان میکند17نقل کریںمینشناسد که دهانش ز خطغالیه در غالیهدان میکند18نقل کریںچون دهنش ثقبهٔ سوزن فتادرشتهٔ آن ثقبه میان میکند19نقل کریںدی ز دهانش شکری خواستمگفت که نرمم به زبان میکند20نقل کریںسود ندارد شکری بی جگرمیندهد زانکه زیان میکند21نقل کریںکز نفس سردت و باران اشکلالهٔ من برگ خزان میکند22نقل کریںشفقت او بین که رخم در سرشکچون رخ خود لالهستان میکند23نقل کریںشیوه او مینبد اندر فریدگرچه ز صد شیوه برآن میکند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهر که عزم عشق رویش میکندعشق رویش همچو مویش میکندعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 307اگلی نظمزلف شبرنگش شبیخون میکندوز سر هر موی صد خون میکندعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 309زمینہم وزن و قافیہ نظمیںحاکمِ ظالم، به سِنانِ قلمدزدیِ بیتیروکمان میکندسعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 89آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور