عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 309غزل شمارهٔ 309شاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: ونمیکندصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںزلف شبرنگش شبیخون میکندوز سر هر موی صد خون میکند2نقل کریںنیست در کافرستان مویی رواآنچه او زان موی شبگون میکند3نقل کریںزلف او کافتاده بینم بر زمینصید در صحرای گردون میکند4نقل کریںزلف او چون از درازی بر زمین استتاختن بر آسمان چون میکند5نقل کریںزلف او لیلی است و خلقی از نهاراز سر زنجیر مجنون میکند6نقل کریںآنچه رستم را سزد بر پشت رخشزلف او بر روی گلگون میکند7نقل کریںاین چه باشد کرد و خواهد کرد نیزتا نپنداری که اکنون میکند8نقل کریںروی او کافاق یکسر عکس اوستهر زمانی رونق افزون میکند9نقل کریںگر کند یک جلوه خورشید رخشعرش را با خاک هامون میکند10نقل کریںذرهای عکس رخش دعوی حسناز سر خورشید بیرون میکند11نقل کریںاز سر یک مژه چشم ساحرشچرخ را در سینه افسون میکند12نقل کریںیارب ابروی کژش بر جان منراست اندازی چه موزون میکند13نقل کریںعقل کل در حسن او مدهوش شدکز لبش در باده افیون میکند14نقل کریںگر سخن گوید چو موسی هر که هستدایمش از شوق هارون میکند15نقل کریںور بخندد جملهٔ ذرات رابا زلال خضر معجون میکند16نقل کریںگر بگویم قطرههای اشک منخندهٔ او در مکنون میکند17نقل کریںهر زمان زیباتر است او تا فریدوصف او هر دم دگرگون میکند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمعشق توام داغ چنان میکندکآتش سوزنده فغان میکندعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 308اگلی نظمگر فلک دیده بر آن چهرهٔ زیبا فکندماه را موی کشان کرده به صحرا فکندعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 310آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمگر فلک دیده بر آن چهرهٔ زیبا فکندماه را موی کشان کرده به صحرا فکندعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 310