عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 556غزل شمارهٔ 556شاعر: عطاروزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)قافیہ: نمیندانمصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںچو خود را پاک دامن می ندانممقامی به ز گلخن می ندانم2نقل کریںچرا اندر صف مردان نشینمچو خود را مرد جوشن می ندانم3نقل کریںبیا تا ترک خود گیرم که خود رابتر از خویش دشمن می ندانم4نقل کریںدلی کز آرزوها گشت پر بتمن آن دل را مزین می ندانم5نقل کریںچو عیسی از یکی سوزن فروماندمن این بت کم ز سوزن می ندانم6نقل کریںمرا جانان فروشد در غمت جاناگرچه جان معین می ندانم7نقل کریںچنان در عشق تو سرگشته گشتمکه جانم گم شد و تن می ندانم8نقل کریںمرا هم کشتی و هم سوختی زارچه میخواهی تو از من می ندانم9نقل کریںگهی گویی که تن زن صبر کن صبرعلاج صبر کردن می ندانم10نقل کریںگهی گویی مرا بستان ورستیز صد خرمن یک ارزن میندانم11نقل کریںچون من یک ذرهام نه هست و نه نیستهمه خورشید روشن می ندانم12نقل کریںفرو رفتم در این وادی کم و کاستتو میدانی اگر من می ندانم13نقل کریںدرین حیرت دل حیران خود راطریقی به ز مردن می ندانم14نقل کریںکه گیرد دامن عطار ازین پسچو او را هیچ دامن می ندانم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظممن این دانم که مویی می ندانمبجز مرگ آرزویی می ندانمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 555اگلی نظماز عشق در اندرون جانمدردی است که مرهمی ندانمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 557آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور