عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 555غزل شمارهٔ 555شاعر: عطاروزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)قافیہ: وییمیندانمصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںمن این دانم که مویی می ندانمبجز مرگ آرزویی می ندانم22نقل کریںمرا مبشول مویی زانکه در عشقچنان غرقم که مویی می ندانم33نقل کریںچنین رنگی که بر من سایه افکندز دو کونش رکویی می ندانم44نقل کریںچنانم در خم چوگان فگندهکه پا و سر چو گویی می ندانم55نقل کریںبسی بر بوی سر عشق رفتمنبردم بوی و بویی می ندانم66نقل کریںبسی هر کار را روی است از مابه از تسلیم رویی می ندانم77نقل کریںبه از تسلیم و صبر و درد و خلوتدرین ره چارسویی می ندانم88نقل کریںشدم در کوی اهل دل چو خاکیکه به زین کوی کویی می ندانم99نقل کریںدلم را راه جوی عشق کردمکه به زو راه جویی می ندانم1010نقل کریںدرون دل بسی خود را بجستمکه به زین جست و جویی می ندانم1111نقل کریںبه خون دل بشستم دست از جانکه به زین شست و شویی می ندانم1212نقل کریںبسی این راز نادانسته گفتمکه به زین گفت و گویی می ندانم1313نقل کریںچو کردم جوی چشمان همچو عطارکه به زین آب جویی می ندانم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمزلف و رخت از شام و سحر باز ندانمخال و لبت از مشک و شکر باز ندانمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 554اگلی نظمچو خود را پاک دامن می ندانممقامی به ز گلخن می ندانمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 556◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمزلف و رخت از شام و سحر باز ندانمخال و لبت از مشک و شکر باز ندانمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 554