عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 554غزل شمارهٔ 554شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: ربازندانمصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںزلف و رخت از شام و سحر باز ندانمخال و لبت از مشک و شکر باز ندانم2نقل کریںاز فرقت رویت ز دل پر شرر خویشآهی که برآرم ز شرر باز ندانم3نقل کریںروی تو که هرگز ز خیالم نشود دوراز بس که بگریم به نظر باز ندانم4نقل کریںگویی که مرا باز ندانی چو ببینیشاید چو نمیبینمت ار باز ندانم5نقل کریںاشکم که همی از دم سردم چو جگر بستبر چهرهٔ زردم ز جگر باز ندانم6نقل کریںبا پشت دوتا از غم روی تو چنانمکز دست غمت پای ز سر باز ندانم7نقل کریںزانگاه که عطار تو را تنگ شکر خوانددر وصف تو شعرم ز شکر باز ندانم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمکجا بودم کجا رفتم کجاام من نمیدانمبه تاریکی در افتادم ره روشن نمیدانمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 553اگلی نظممن این دانم که مویی می ندانمبجز مرگ آرزویی می ندانمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 555آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمکجا بودم کجا رفتم کجاام من نمیدانمبه تاریکی در افتادم ره روشن نمیدانمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 553