عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 332غزل شمارهٔ 332شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)قافیہ: رمنبودصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںچو در غم تو جز جان چیزی دگرم نبودپیش تو کشم کز تو غمخوارترم نبود22نقل کریںپروانه تو گشتم تا بر تو سرافشانمخود چون رخ تو بینم پروای سرم نبود33نقل کریںپیش نظرم عالم چون روز قیامت بادآن روز که بر راهت دایم نظرم نبود44نقل کریںگفتم خبری گویم با تو ز دل زارماما چو تو را بینم از خود خبرم نبود55نقل کریںگفتم که ز تیرت تیز از چشم تو بگریزمچون تیر بپیوندد کنج گذرم نبود66نقل کریںدر عشق تو صد همدم تیماربرم بایدتنها چه کنم چون کس تیماربرم نبود77نقل کریںگفتی که به زر گردد کار تو چو آب زرجانی بکنم آخر گر آن قدرم نبود88نقل کریںتو چاره کارم کن تا از رخ همچون زرتدبیر کنم وجهی گر هیچ زرم نبود99نقل کریںبوسی ندهی جانا تا جان نستانی توهر دم ز پی بوسی جانی دگرم نبود1010نقل کریںعطار ستمکش را دل بود به تو رهبردردا که چو دل خون شد کس راهبرم نبود◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظممرد یک موی تو فلک نبودمحرم کوی تو ملک نبودعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 331اگلی نظمکسی کو خویش بیند بنده نبودوگر بنده بود بیننده نبودعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 333◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور