عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 333غزل شمارهٔ 333شاعر: عطاروزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)قافیہ: ندهنبودصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںکسی کو خویش بیند بنده نبودوگر بنده بود بیننده نبود2نقل کریںبه خود زنده مباش ای بنده آخرچرا شبنم به دریا زنده نبود3نقل کریںتو هستی شبنمی دریاب دریاکه جز دریا تو را دارنده نبود4نقل کریںدرین دریا چو شبنم پاک گم شوکه هر کو گم نشد داننده نبود5نقل کریںاگر در خود بمانی ناشده گمتو را جاوید کس جوینده نبود6نقل کریںتو میترسی که در دنیا مدامتبسازی از بقا افکنده نبود7نقل کریںوجود جاودان خواهی، ندانیکه گل چون گل بسی پاینده نبود8نقل کریںوجود گل به بالای گل آمدکه سلطانی مقام بنده نبود9نقل کریںتورا در نو شدن جامه که آرداگر بر قد تو زیبنده نبود10نقل کریںچه میگویم چو تو هستی نداریتورا جز نیستی یابنده نبود11نقل کریںاگر خواهی که دایم هست گردیکه در هستی تورا ماننده نبود12نقل کریںفرو شو در ره معشوق جاویدکه هرگز رفتهای آینده نبود13نقل کریںدر آتش کی رسد شمع فسردهاگر شب تا سحر سوزنده نبود14نقل کریںفلک هرگز نگردد محرم عشقاگر سر تا قدم گردنده نبود15نقل کریںهر آن کبکی که قوت باز گرددورای او کسی پرنده نبود16نقل کریںچه میگویی تو ای عطار آخربه عالم در چو تو گوینده نبود◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچو در غم تو جز جان چیزی دگرم نبودپیش تو کشم کز تو غمخوارترم نبودعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 332اگلی نظمبا لب لعلت سخن در جان رودبا سر زلف تو در ایمان رودعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 334آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچو در غم تو جز جان چیزی دگرم نبودپیش تو کشم کز تو غمخوارترم نبودعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 332