عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 419غزل شمارهٔ 419شاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: ورباشصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںغیرت آمد بر دلم زد دور باشیعنی ای نااهل ازین در دور باش22نقل کریںتو گدایی دور شو از پادشاهورنه بر جان تو آید دور باش33نقل کریںگر وصال شاه میداری طمعاز وجود خویشتن مهجور باش44نقل کریںترک جانت گوی آخر این که گفتکز ضلالت نفس را مزدور باش55نقل کریںتو درافکن خویش و قسم تو ز دوستخواه ماتم باش و خواهی سور باش66نقل کریںچون بسوزی همچو پروانه ز شمعدایما نظارگی نور باش77نقل کریںگر می وصلش به دریا درکشیمست لایعقل مشو مخمور باش88نقل کریںنه چو بی مغزان به یک می مست شونه به یک دردی همه معذور باش99نقل کریںور به دریاها درآشامی شرابتا ابد از تشنگی رنجور باش1010نقل کریںهمچو آن حلاج بدمستی مکنیا حسینی باش یا منصور باش1111نقل کریںچون نفخت فیه من روحی توراستروح پاکی فوق نفخ صور باش1212نقل کریںکنج وحدت گیر چون عطار پیشپس به کنجی درشو و مستور باش◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای دل اگر عاشقی در پی دلدار باشبر در دل روز و شب منتظر یار باشعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 418اگلی نظمگر مرد رهی ز رهروان باشدر پردهٔ سر خون نهان باشعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 420◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای دل اگر عاشقی در پی دلدار باشبر در دل روز و شب منتظر یار باشعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 418