عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 152غزل شمارهٔ 152شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیہ: اندادہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںچون لعل توام هزار جان دادبر لعل تو نیم جان توان داد22نقل کریںجان در غم عشق تو میان بستدل در غمت از میان جان داد33نقل کریںجانم که فلک ز دست او بوداز دست تو تن در امتحان داد44نقل کریںپر نام تو شد جهان و از تومینتواند کسی نشان داد55نقل کریںای بس که رخ چو آتش تودل سوخته سر درین جهان داد66نقل کریںپنهان ز رقیب غمزه دوشملعل تو به یک شکر زبان داد77نقل کریںامروز چو غمزهات بدانستتاب از سر زلف تو در آن داد88نقل کریںاز غمزهٔ تو کنون نترسمچون لعل توام به جان امان داد99نقل کریںدندان تو ، گرچه آبدان استهر لقمه که دادم استخوان داد1010نقل کریںابروی تو پشت من کمان کردای ترک تو را که این کمان داد1111نقل کریںعطار چو مرغ توست او راسر نتوانی ز آشیان داد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچون نظر بر روی جانان اوفتادآتشی در خرمن جان اوفتادعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 151اگلی نظمشرح لب لعلت به زبان مینتوان دادوز میم دهان تو نشان مینتوان دادعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 153◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںروزی دل من مرا نشان دادوز ماه من او خبر به جان دادسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 89◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمشرح لب لعلت به زبان مینتوان دادوز میم دهان تو نشان مینتوان دادعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 153