سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 89غزل شمارهٔ 89شاعر: سناییوزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیہ: اندادہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںروزی دل من مرا نشان دادوز ماه من او خبر به جان داد2نقل کریںگفتا بشنو نشان ماهیکو نامهٔ عشق در جهان داد3نقل کریںخورشید رهی او نزیبدمه بوسه ورا بر آستان داد4نقل کریںیک روز مرا بخواند و بنواختو آنگاه به وصل من زبان داد5نقل کریںبرداشت پیاله و دمادممی داد مرا و بی کران داد6نقل کریںمن دانستم که می بلاییستلیکن چه کنم مرا چو ز آن داد7نقل کریںاز باده چنان مرا بیازردکز سر بگرفت و در میان داد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدوش یارم به بر خویش مرا بار ندادقوت جانم زد و یاقوت شکر بار ندادسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 88اگلی نظمتا نگار من ز محفل پای در محمل نهادداغ حسرت عاشقان را سر به سر بر دل نهادسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 90زمینہم وزن و قافیہ نظمیںچون لعل توام هزار جان دادبر لعل تو نیم جان توان دادعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 152آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدوش یارم به بر خویش مرا بار ندادقوت جانم زد و یاقوت شکر بار ندادسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 88
اگلی نظمتا نگار من ز محفل پای در محمل نهادداغ حسرت عاشقان را سر به سر بر دل نهادسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 90